تبليغاتX
اتحادملی و انسجام اسلامی

اتحادملی و انسجام اسلامی

وبلاگی در رابطه با اتحاد ملی و انسجام اسلامی

راهبرد اتحاد ملي و انسجام اسلامي (با نگاهي به انديشه هاي امام خميني(ره))

براساس ديدگاه حضرت امام خميني(ره) ايجاد تحول در جامعه اسلامي و رهاندن آن از واگرايي بدون ترسيم برنامه فراگير و ريشه دار بر مبناي اصول ديني امكان پذير نيست. وضعيت فعلي جهان اسلام و نابساماني هاي موجود در آن معلول دلايل گوناگون از جمله عوامل زير است:
1) انحطاط فكري و تزلزل اعتقادي مسلمانان.
2) سلطه قدرت هاي استكباري و رژيم هاي استبدادي بر مقدرات ملت ها
كه همه در راستاي فرآيند تغيير هويت امت اسلامي و نيز چپاول ثروت ها منابع زيرزميني آنها حركت مي كنند. رهايي از وضعيت اسفبار كنوني جز در سايه قطع ريشه هاي انحطاط ميسر نيست كه اين امر نيازمند بسيج گسترده ملت ها و حكومت هاي اسلامي در چهارچوب يك استراتژي روشن و فراگير است. جهان اسلام به مثابه مجموعه واحد و برخوردار از ديرينه تاريخي، فرهنگي و سياسي مشترك، ناگزير از بازگشت به اصالت تاريخي و فرهنگي مي باشد. البته دست يابي به اين هدف مستلزم شناسايي مؤلفه هاي برجسته هويت ديني و ملي و اتكاء به درون است. در انديشه امام خميني(ره) گسترش انقلاب فكري-فرهنگي باعث شكل گيري باورهاي مشترك در سطح عمومي مي گردد. اين جهش در دو سطح قابل پيش بيني است كه در هر دوي آنها نخبگان ديني و ملي نقش راهبردي داشته و مسئوليت پيشاهنگي و هماهنگي را بر دوش خواهند كشيد.

از اين رهگذر سنگين ترين وظيفه در راستاي ايجاد انسجام اسلامي و اتحاد ملي متوجه انديشمندان خواهد بود. يعني نخبگان پيش از دعوت مردم به انسجام خود بايد به اين راهبرد دست يافته و تعريف روشني از الزامات و حوزه هاي آن را تدوين و به جامعه اسلامي عرضه دارند. بدون ترديد اختلاف و افتراق نخبگان در حوزه تعاريف انسجام اسلامي و تصلب و اتكاي بيش از حد آنان بر عناصر تمايز ، جامعه را در دست يابي به اين هدف آرماني ناكام خواهند ساخت.

سطح اول راهبرد انسجام اسلامي: ايجاد چارچوب فكري و فرهنگي
براي سازماندهي جريان فراگير رشد و تحول فرهنگي وجود روابط مستحكم ذهني و معنوي ميان ساير اعضاي جامعه ديني و هدايت آن به سوي هدف مشخص و واحد، امر بسيار ضروري است.
حركت به سمت انسجام اسلامي بدون پشتوانه علمي و نظام فكري يكپارچه و خلاق كه ارزش ها، باورها و هنجارهاي يكساني را توليد كند، امكان ندارد. اين نظام اعتقادي و فكري بايد برخوردار از دو ويژگي زير باشد:
الف) تقويت انگيزه مبارزه جويي با استعمار خارجي و استبداد داخلي متكي به دشمن
ب) حفظ همگرايي و انسجام در درون ملت ها
البته اين دو ويژگي وابسته به وجود يك نظام فكري و ارزشي مبتني بر اصول و مباني ديني است.
حضرت امام خميني(ره) بعنوان يكي از نخبگان برجسته جهان اسلام با درك اين مهم بدنبال يافتن آلترناتيو مناسب ديني بود كه بتواند از رهگذر آن خلأ فكري موجود در جوامع اسلامي را جبران نمايد. ايشان در نجف اشرف نخستين شالوده يك نظام فكري- سياسي را پايه گذاري و ايده حكومت اسلامي را بر مبناي فقه سياسي در حوزه علميه مطرح كرد. نظام مورد نظر امام خميني(ره) بر سه پايه و مفهوم اساسي بنا نهاده شده است:
1)اسلام
2)استقلال
3)آزادي

بقیه در ادامه متن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 11:56  توسط سعید صحراییان  | 

شعر

www.etm.blogfa.com

اين صداي کوچه هاي بي قراريست

كوچه اي به نام يك شهيد

در ميان لحظه هاي ساكت زمين

از دل سرخ خون واژه ميدميد

 

باز...مي رسد ز راه

گلبانگ يك دعا

اين هديه خداست

بر قلب پاك ما

 

اتحاد ملي انسجام اسلامي

 

كرد و لر ،بلوچ و ترك

در ره وطن سترگ

 همچو شير ، همچو ببر

مثل آسمان بزرگ

 

باز...مي رسد ز راه

گلبانگ يك دعا

اين هديه خداست

بر قلب پاك ما

 

اتحاد ملي انسجام اسلامي

 

باز گفت رهبرم

او كه همچو حيدرم

هرچه بر زبان اوست

با قلب و جان مي‌خرم

 

 

باز...مي رسد ز راه

گلبانگ يك دعا

اين هديه خداست

بر قلب پاك ما

 

اتحاد ملي انسجام اسلامي

 

از خليج فارس تا خزر

جان من شبيه بر سپر

در تمام متن عاشقي

بر ترانه مي‌زنم اثر

 

باز...مي رسد ز راه

گلبانگ يك دعا

اين هديه خداست

بر قلب پاك ما

 

زخمه زخمه خون به شعر ريخت

از ستاره آسمان گسيخت

باز مثل لحظه هاي سرخ

اين ندا به گوش جان گريخت:

 

اتحاد ملي انسجام اسلامي

 

باز...مي رسد ز راه

گلبانگ يك دعا

اين هديه خداست

بر قلب پاك ما:

 

اتحاد ملي انسجام اسلامي

 

 

 

اين صداي كوچه هاي بي قراريست

كوچه اي به نام يك شهيد

در ميان لحظه هاي ساكت زمين

از دل سرخ خون واژه ميدميد

 

 

باز...مي رسد ز راه

گلبانگ يك دعا

اين هديه خداست

بر قلب پاك ما:

 

اتحاد ملي انسجام اسلامي

 

 

شعر از : محمد مهدي نقي پور

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 11:48  توسط سعید صحراییان  | 

اهل‌سنت در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی

 

                               www.etm.blogfa.com

و اما صدا و سیما در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی بلند‌ترین گام را در راه ایجاد تفرقه بین صفوف مسلمین و توهین به مقدسات اهل‌سنت برداشت. در این سال جراید و نشریات سراسری و محلی نیز سعی کردند از قافله عقب نمانند و هر از گاهی عقرب‌وار نیش خود را بر پیکر زخم خورده جامعه‌ی اهل‌سنت وارد کردند. در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی همه چیز اعم از احترام و حرمت بزرگان و حقوق اهل‌سنت و ... شکست.


-------------------------------------------------------------------

اهل‌سنت در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی
حسین سلیمانپور

سال 1386خورشیدی به اتمام رسید. سالی که آن را رهبر معظم انقلاب اسلامی مسمی به "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" نمود تا ادیان، مذاهب، قبایل و طوایف مختلف ایران اسلامی را گردهم آورده، مشکلاتشان را از راه صحیح حل نماید و خواسته‌هایشان را از طریق دیپلماتیک برآورده سازد و از طرفی، تا حدی مانع اقدام کشورهای اسلامی‌ای شود که احتمال می‌رفت علیه ایران موضع‌گیری نموده و بعد از قرار دادنش در تنگنای سیاسی، آن را به انزوا بکشانند. این عنوان از جانب مقام رهبری معانی و مفاهیم ویژه‌ای را در اذهان مردم ایران اعم از مذاهب، قومیتها و طیف‌های مختلف سیاسی و مردم کشورهای اسلامی خصوصاً عالمان و آگاهان تداعی نمود و این پندار را در اذهان صاحب نظران به وجود آورد که سال خورشیدی 86 اگر نتواند میزان بدبینی و بی‌اعتمادی را به صفر برساند تا حد قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد داد و دیوارهای حائل بین وحدت و انسجام فرق و مذاهب - که مهمترین آنان اهانت و عدم احترام به مقدسات و اعمال تبعیض می‌باشد - را درهم خواهد شکست.اما متأسفانه عملکرد سلیقه‌ای بعضی از دولتمردان و صاحبان قدرت در برابر خواسته‌های اقوام و مذاهب خصوصاً اهل‌سنت خلاف آنچه را که پیش‌بینی می‌شد نشان داد زیرا اهل‌سنت بعد از یک سال تلاش و کوشش نتوانستند به مقدماتی‌ترین خواسته‌های مشروع خود دست یابند و حتی روز بروز عرصه بر فعالان مذهبی و سیاسی آن تنگ و تنگتر گردید تا جایی که در پاره‌ای موارد منجر به بازداشت و زندانی شدن علمای آنان شد.یکی از اساسی‌ترین خواسته‌های اهل‌سنت که انتظار می‌رفت بعد از سالها کوشش و تلاش بی‌وقفه در سال اتحاد ملی وانسجام اسلامی جامه عمل به آن پوشانده شود، اجازه بنا و ساخت مسجد اهل‌سنت به جمعیت بیش از یک میلیون سنی مذهب مقیم ابر شهر تهران بود؛ مسجدی که می‌توانست نماد اتحاد و انسجام در ام‌القرای جهان اسلام! واقع شود و مانع تفکر غلط بسیاری از بداندیشان و بدخواهان نظام قرار گیرد. اما مع‌الاسف این مسأله همچنان درهاله‌ای از ابهام باقی مانده است. ای کاش یکی از مساجد شیعه را در اختیار اهل‌سنت می‌گذاشتند که آنان با خیالی راحت به انجام فرائض دینی خود مشغول شوند؛ زیرا قرآن می‌فرماید: «وان المساجد لله» و البته لازم به ذکر است که برای تحقق این خواسته هنوز هم دیر نشده است. علاوه برآن، آنچه نگرانی بیشتری را برای اهل‌سنت درپی داشت ممانعت از ادامه ساخت و تخریب مسجد اهل‌سنت در شهرستان بجنورد بود.مسئله دیگری که جامعه اهل‌سنت در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی درعین ناباوری شاهد وقوع آن بود، تعطیلی برخی مدارس علوم دینی و دستگیری و زندانی شدن علمای آن بود که بارزترین نمونه آن تعطیلی حوزه علمیه اسلام آباد زابل و به زندان افتادن مدیر آن بود که به جرم "بی‌جرمی" چند ماه در زندان ماند!علاوه بر آن اهل‌سنت در بسیاری از مناطق کشور شاهد سنگ‌اندازی بر سر راه داعیان دینی و در تنگنا قرار گرفتن علما و ائمه مساجد و جماعات خویش بودند و در بسیاری موارد آزادی فعالیت‌های مذهبی از اهل‌سنت سلب گردید و جماعت‌های تبلیغی و مبلغان اعزامی آن که بر پایه مشترکات دینی و وحدت اسلامی و حتی بدور از کلیه مسائل سیاسی به ارشاد دینی مردم می‌پردازند، در استانهای مختلف مورد اذیت و آزار قرار گرفتند در حالی که به گزارش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم سالانه بیش از 9هزار مبلغ از سوی این حوزه به سراسر کشور به ویژه مناطق سنی‌نشین اعزام شده و آزادانه فعالیت می‌کنند!و اما صدا و سیما در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی بلند‌ترین گام را در راه ایجاد تفرقه بین صفوف مسلمین و توهین به مقدسات اهل‌سنت برداشت.تلویزیون که انتصاب رئیس آن از طرف شخص رهبری انجام می‌پذیرد، و می‌طلبد که از هر رسانه‌ای دیگر بیشتر در اجرای خواست رهبر در ایجاد اتحاد ملی و انسجام اسلامی گام برمی‌داشت، مع‌الاسف با حرکتی افراط‌ گرایانه و سرعتی کم سابقه در صدد تحریک احساسات اهل‌سنت برآمد و بسیاری از باورهای آن را زیر سؤال برد.اگر نگاهی کوتاه بر آمار برنامه‌های تفرقه‌انگیز شبکه‌های تلویزیونی داشته باشیم درمی‌یابیم که تقریباً هر سه روز یک بار ندای تفرقه از شیپور آن دمیده شده است.صدا و سیما با پخش سریال "جابر بن حیان" که تابعی و جزء خیرالقرون است، بر پیشوای مذهبی بیش از پانصد میلیون مسلمان جهان تاخت و او را به باد انتقاد گرفته، فقهش را زیر سؤال برد و روزی دیگر با پخش سریال "چهل سرباز" کوشید تا اهل‌سنت را دشمنان واقعی اهل‌بیت معرفی نماید؛ و باز به خاطر اینکه بزرگترین خدمت را به دشمنان اسلام و انقلاب کرده باشند، در ماه مبارک رمضان اشخاصی را که گفته می‌شود قبلاً مذهب سنی داشته و اکنون به مذهب شیعه گراییده‌اند دعوت نمود که آنان با سخنان نسنجیده و تفرقه‌انگیز، احساسات میلیون‌ها مسلمان اهل‌سنت ایران و سراسر جهان را جریحه‌دار کردند و زمانی که یکی از شخصیتهای برجسته اهل‌سنت در مقام دفاع از معتقدات اهل‌سنت و انتقاد از رویکرد فوق الذکر رسانه ملی ایستاد، شبکه‌ای معلوم الحال که به ظاهر از خارج کشور پخش می‌شود و کارش القای شبهات و نبش قبور در تاریخ اسلام است با بیان مسایلی واهی و پوچ به تخریب شخصیت وی پرداخت.در این سال جراید و نشریات سراسری و محلی نیز سعی کردند از قافله عقب نمانند و هر از گاهی عقرب‌وار نیش خود را بر پیکر زخم خورده جامعه‌ی اهل‌سنت وارد کردند.منبرنشینان یا همان ائمه جمعه نیز با دیگر توهین‌کنندگان هم صدا شدند و تریبون مقدس مساجد را محل فحش و ناسزاگویی به اصحاب بزرگوار پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم قرار داده‌اند و خیلی گستاخانه بوش را معاویه زمان خواندند و بسیاری بی‌شرمی‌هایی که قلم از بیان آن شرم می‌کند و در پایان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی حذف برنامه‌های هفته وحدت، دیوار حائل بین اتحاد و انسجام را بزرگتر و مقاومترنمود و...خلاصه اینکه در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی همه چیز اعم از احترام و حرمت بزرگان و حقوق اهل‌سنت و ... شکست و تنها چیزی که نشکست دیوار حائل بین اتحاد، همدلی و همزبانی اقلیت‌های قومی و مذهبی و سکوت جاودانه مسئولین بود. به هر حال این سال هم گذشت و خشک و ترش را تاریخ جاودانه ثبت خواهد کرد و تنها چیزی که باقی می‌ماند تلنباری از سؤالات بی‌پاسخ است که اذهان همگان را به خود مشغول ساخت.سؤلاتی از این قبیل که:آیا روزی فرا خواهد رسید که اهل‌سنت در کلان شهر تهران صاحب مسجد شوند؟آیا زمانی خواهد آمد که یک سنی مذهب تلویزیون خود را روشن کند و شاهد توهین به مقدساتش نباشد؟آیا زمانی خواهد رسید که جهان شاهد آن باشد که اقوام، قبایل و مذاهب گوناگون ایرانی اعم از شیعه و سنی برادروار و بدون تبعیض‌های قومی و مذهبی زندگی مسالمت‌آمیز و عاری از هر گونه تنشی را سپری کنند بگونه‌ای که احترام متقابل یکدیگر را داشته باشند و به مقدسات هیچ یک توهین نشود؟آیا جهانیان شاهد روزی خواهند بود که افراد شایسته و با لیاقت جامعه اهل‌سنت ایران را در پست‌های کلیدی ایران مشاهده کنند تا با الگوپذیری از آن، رفتاری مشابه با اقلیت‌های شیعی در سایر بلاد اسلامی داشته باشند؟آیا روزی خواهد آمد که جمهوری اسلامی ایران که خود را علمدار وحدت و همدلی می‌داند، نمونه عملی و زنده‌ای از وحدت واقعی را جهت الگوپذیری دیگران به جهانیان ارایه دهد؟


وصدها آیای بی‌پاسخ دیگر..

منبع : سنی آن لاین
+ نوشته شده در  جمعه 30 فروردین1387ساعت 14:33  توسط سعید صحراییان  | 

رسانه‌ها در جهت وحدت ملی و انسجام اسلامی قلم بزنند

معاون سیاسی امنیتی استانداری کرمانشاه گفت: از رسانه‌های گروهی و اصحاب قلم انتظار داریم با توجه به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی در این جهت قلم زده و عمل کنند.

 

به گزارش خبرنگار ایرنا "حجت‌الله دمیاد " در نشست با اصحاب رسانه نوشتاری و تصویری بومی و کشوری افزود: قلم زدن و به تصویری کشیدن در جهت وحدت ملی و انسجام اسلامی به تقویت استان منجر می‌شود.

وی گفت: خبرنگاران و اصحاب قلم انسانهای وارسته‌ای هستند که همواره در جهت صلاح و ارتقاء سطح جامعه قدم بر می‌دارند و باید همیشه این مسیر ارزشی را دنبال کنند.

دمیاد تصریح کرد: ما به فضای نقد در مطبوعات معتقدیم اما باید فضای نقد فضای امر به معروف و نهی از منکر باشد.

 وی گفت: رسانه‌ها اگر ایراد و انتقادی نسبت به موضوعی دارند باید به نوعی عمل کنند که پیشنهاد سازنده‌ای هم در کنار نقد خود داشته باشند.

معاون سیاسی امنیتی استانداری کرمانشاه افزود: این نوع نقدها که متاثر از امر به معروف و نهی از منکر است همواره باعث پیشبرد جامعه می‌شود.

 وی گفت: مسیر حرکت مطبوعات استان اگر در مسیر ایجاد فضای محبت، مودت و همبستگی باشد موجب نشاط و پیشرفت در جامعه می‌شود.

دمیاد اضافه کرد: مسیر اتحاد و همبستگی را باید در یک مسیر بدون تنش دنبال کرد. در این آیین که مدیران و خبرنگاران خبرگزاریها، مطبوعات محلی و کشوری و صدا و سیما حضور داشتند از ۲۰نفر از مدیران و خبرنگاران با اهدا لوح تجلیل شد.

مدیران و خبرنگاران خبرگزاریهای ایرنا، ایسنا و فارس، مطبوعات محلی ابوذر، باختر، صفیر غرب، کرمانشاه ۱۴۰۰و نقد حال، و روزنامه سراسری کیهان و واحد مرکزی خبر کرمانشاه از جمله رسانه‌هایی بودند که مورد تجلیل قرار گرفتند.

رییس روابط عمومی و امور بین‌الملل استانداری کرمانشاه گفت: این سومین نشست با اصحاب رسانه استان است که برگزار می‌شود. "

جعفر امامیان" افزود: رسانه‌های گروهی در انعکاس مسایل و مشکلات استان همراهی و همکاری خوبی داشته و نشان دادند که می‌شود با وحدت و همدلی در پیشرفت و توسعه استان تاثیرگذار باشند.

منبع:etehad-e-melli.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 12:37  توسط سعید صحراییان  | 

همایش زن و انسجام اسلامی در مدینه منوره برگزار شد

 

همایش زن و انسجام اسلامی با حضور زنان مسلمان از کشورهای اسلامی  در محل بعثه مقام معظم  رهبری برگزار شد .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، در این همایش یازده تن از اساتید زن از کشورهای سودان ، پاکستان، عراق، آلمان ، تاجیکستان ، المان و بحرین پیرامون  نقش آنان در انسجام خانواده وانسجام  اجتماع  سخنرانی کردند .

در همایش خانم دکتر مشکین فام سهم زنان را در بازگشت به تمدن اسلامی بسیار زیاد دانست و گفت باید شرایط را فراهم کنیم که زنان ما بتوانند فرزندانی را تربیت کنند همانگونه که در قران کریم منشا احیاء نفوس برشمرده شده است .

وی افزود خانواده اسلامی از دیدگاه اسلام ناب محمدی، خانواده ای بدون تعصب به دور از خرافه و به دور از تسلط یک جنس بر جنس دیگر است .

دکتر احلام از سودان نیز عصر کنونی را عصر زنان نامید و گفت زنان ایرانی و سودانی پیشقراوان حرکت جدید برای احیای تمدن اسلامی در عرصه نقش زن در تربیت خانواده اند وی گفت همانگونه که پیامبر اسلام (ص) تاکید فرموده اند باید به زنان توجه کرد زیرا زنان محور رشد و سازنده نسل آینده است .

هدی عبدالرحمن از بحرین نیز پیرامون چالش های پیش روی زنان را در دنیای کنونی سخنانی ایراد کرد .

وی با ارایه پیشنهاد هایی مبنی بر ارایه الگوی مناسب از زن مسلمان ، برگزاری جلسات مشترک بین زنان در کشورهای اسلامی به منظور ایجاد پویایی زنان و اجرای برنامه های تشویقی برای فراگیر کردن حجاب را و نیز رشد اخلاق اسلامی در خانواده و جامعه را از وظایف نحبگان و فعالان  زن درکشورهای اسلامی برشمرد .

وی گفت برپایی جلسات مشترک بین همه مسلمان اعم از کشورهای عربی و غیر عربی تنها راه تبادل افکار برای ایجاد انسجام است .

خانم زینب از آلمان نیز با اشاره به حکومت جهانی امام زمان (عج) گفت چشم مسلمانان در اروپا به اسلام و جمهوری اسلامی است بیایید اختلاف ها را کنار بگذاریم  زیرا ما مطمئن هستیم درآینده تمام دنیا به ما خواهند پیوست .

در این همایش خانم نانو نسا ء علی محمد از تاجیکستان اشعاری را قرائت کرد .

در این همایش زنان برجسته از کشورهای سودان ، فلسطین ؛ پاکستان ، تاجیکستان ، بحرین ، عربستان ؛ آلمان و افغانیهای مقیم آلمان کنگو  قطر و مقالاتی را ارایه دادند که به دلیل کمبود وقت موفق به ارایه نشدند که قرار شد تمام مقالات ارایه شده در یک لوح فشرده تهیه  ودر اختیار شرکت کنندگان قرار گیرد .

منبع:etehad-e-melli.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 12:33  توسط سعید صحراییان  | 

نماز جمعه

                          

نماز جمعه نشانه وحدت بین همه ی مسلمانان است که هر جمعه و بصورت جماعت برگزار می شود. همه ی اعمال در دین اسلام که نماز یکی از آنهاست، از زمان پیامبر اسلام و امامان شیعه تاکنون و به همان شیوه برگزار می شود. توضیح:نماز جمعه‌ای که اهل سنت برگزار می‌کنند. این نماز جمعه در هر شهر می‌تواند در هر مسجدی برگزار شود. هر شخص مورد تایید یک مسجد می‌تواند امام جمعه آن مسجد شود. نوع دوم نماز جمعه شیعیان است که می‌بایست طبق احکام شیعی فقط در مساجد جامع هر شهر برگزار شود.

منبع:etehade-irani.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 12:27  توسط سعید صحراییان  | 

پنج پيشنهاد راهبردي براي تحقق انسجام اسلامي

امسال از طرف مقام معظم رهبري به عنوان سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» ناميده شد. کساني بر اين عقيده اند که اگر عنوان آن سال «اتحاد اسلامي و انسجام ملي» بود مناسبت تر مي‌نمود. اما آن چه مهم است تحقق آن در عينيت جامعه و تلاش همگان براي رسيدن به آن است.

بدون ترديد با وجود همه دشمني‌هايي که با اين اصل به خصوص در بخش وحدت اسلامي آن مي‌شود، ايده وحدت اسلامي که منادي آن در دهه‌هاي اخير امام خميني بود، يک ايده استوار، معقول، شدني و حياتي براي حفظ هويت اسلامي شرق است. در اين زمينه، بايد يکسره کوشيد و از ابراز نظرهاي افراطي هراسي به خود راه نداد و در هر دو بخش چه اين سوي و چه آن سوي، با افراطي‌ها مبارزه کرد، کساني که براي ريختن خون مسلمانان از شيعه و سني ارزشي قائل نيستند و خود جاي گرم و نرمي دارند و بدون واهمه از انفجار و انتحار، با دلمشغولي‌هاي آرام خويش زندگي مي‌کنند.

در اينجا تنها بر اساس تجربه مطالعاتي در زمينه تاريخ و سياست، اصولي را که رعايت آنها مي‌تواند به امر وحدت اسلامي کمک کند ارائه مي‌کنيم. هرچند ممكن است، سخن تازه‌اي در اين زمينه نبوده و شايد صرفا تدوين آن تا اندازه‌اي تازه باشد.

1ـ در درجه نخست دولت‌هاي اسلامي، الزاما مي‌بايست وحدت را به عنوان يك اصل مسلم باور كرده و آن را مبناي سياست‌هاي عمومي خويش قرار دهند تا بتوان پيشرفتي در اين زمينه داشت. يكي از مهم‌ترين نتايج اين امر طراحي سياستي است که بتواند امت اسلامي را به وحدت برساند. مهم ترين اين سياست‌ها، حركت در جهت از بين بردن تعصب و طائفي گري است كه هم براي ايجاد وحدت سياسي در كشورها اهميت دارد و هم براي ايجاد همگرايي در كليت جهان اسلامي. بلافاصله بايد تذكر داد كه بيش از حد دولتي كردن سياست وحدت طلبي، واكنش‌هايي را ميان مردم و برخي رهبران سنتي براي مخالفت پديد مي‌آورد، اما بايد براي آن‌ها چاره‌اي انديشيد، زيرا ما براي آينده هيچ راهي جز اين اتحاد نخواهيم داشت. آنچه تاکنون شاهد آن بوده ايم، به خصوص از ناحيه برخي از کشورهاي عرب منطقه، ابراز نظرهاي صوري براي وحدت، اما در عمل ميدان دادن به اختلاف افکنان بوده است. بدون ترديد چيزي که مي‌تواند زمينه اين امر را فراهم کند، تصويب قوانيني در سازمان‌هاي اسلامي براي جلوگيري عملي از اين اقدامات و امکان بازرسي و بازخواست از دولت‌هاي متخلف است. تمرکز دولت‌ها بر وحدت همچنين مي‌تواند خنثي‌کننده تلاش‌هاي بيگانگان براي ايجاد اختلاف و استفاده از مسائل طائفي و مذهبي براي رسيدن به مقاصدشان باشد.

2ـ يك گام مهم، ارائه پژوهش‌هاي عملي براي تبيين حقايق تاريخي از ديدگاه علمي بدون تعصبات مذهبي است. از آن جايي كه بسياري از تعصبات در اطراف مسائلي دور مي‌زند كه پايه علمي ندارد، اين تحقيقات مي‌تواند روشنگر بسياري از نكات باشد. البته در اين باره بايد افرادي كه خودشان از تعصب به دور هستند، كتاب و مقاله بنويسند و در نگارش هم حرمت همه چيز را پاس بدارند و در نوع نگارش، لطمه‌اي به عواطف و احساسات مذهبي نزنند. روشن است كه نشر اين قبيل پژوهش‌ها كه بايد با زبان كاملا علمي نوشته شده و تحريك كننده نباشد، مي‌تواند دست كم روي قشري از فرهيختگان تأثير بگذارد و از طريق آنان به توده‌هاي مردم منتقل شود. در سال‌هاي اخير روشنفكران جهان اسلام، تأليفاتي در اين زمينه داشته‌اند كه گرچه برخي با واكنش‌هاي منفي مواجه شده، اما روي نسل جديد تأثير خاص خود را داشته و مي‌توان اميد داشت كه به مرور فراگير شود.

3ـ بايد توجه داشت كه بروز تعصبات مذهبي، بيش از آن كه از ناحيه اكثريت باشد كه نيازي به آنها ندارد، از ناحيه جامعه اقليتي است كه در ميان يك اكثريت زندگي مي‌كند و تحت فشار آنهاست. دليل اين امر آن است كه هر اقليتي وقتي خود را در تهديد ببيند، روي مسائل خاص خود تكيه مي‌كند و با شدت و حدت بيشتري به حفظ آنها مي‌پردازد. بنابرين تا وقتي مشكل اقليت‌ها حل نشود، و آنان احساس نكنند كه مي‌بايست روي تفاوت‌هاي خودشان براي حفظ هويتشان انگشت بگذارند، ماجراي اختلاف ميان آنان و ديگران حل نخواهد شد. اقليت بايد احساس كند تفاوتي با ديگران ندارد و اين امر تنها با اعطاي حقوق حقه او امكان پذير است.

4ـ رهبران هر مذهبي، مي‌بايست براي وحدت، زمينه‌سازي كنند. اين كار در دو مرحله انجام مي‌گيرد: اول ايجاد زمينه‌هاي ذهني كه‌ انديشمندان بايد فراهم كنند. دوم توصيه‌هاي عملي و راهبردي كه نمي‌تواند از سوي علماي درجه سوم و حتي دوم مطرح شود. اين اقدام براي آن كه به نتيجه برسد، بايد از سوي بالاترين مقامات مذهبي كه مورد اعتماد مردم و هم مذهبان خود هستند، اعلام شود. اظهار نظر در اين باره از سوي ديگران ممكن است زمينه‌اي را فراهم كند، اما بسا ترديدهايي را هم به وجود مي‌آورد. بايد تلاش كرد تا رهبران مذهبي اصلي،رهبري جريان وحدت اسلامي را در دست بگيرند.

شايد همين جا نكته ديگري هم اهميت داشته باشد و آن اين است كه نبايد اصلاح صرفا از سوي محافل روشنفكري مذهبي باشد. زيرا اين جماعت در ميان توده‌هاي مردم نفوذ چنداني ندارند و هر از گاهي به لائيك بودن هم متهم مي‌شوند. قشري كه بايد وحدت را بپذيرد و ترويج كند، قشري است كه به طور مستمر به عنوان رهبر مذهبي، كار هدايت مردم را بر عهده دارد. مردم به امام جماعت مسجد خود بيش از يك استاد دانشگاه بها مي‌دهند. البته در اين سالها قدري فضا تغيير كرده اما همچنان اين مسئله‌ وجود داشته و خواهد داشت كه اعتماد مردم به رهبران درجه اول مذهبي است كه صرف نظر از قيل و قال‌هاي علمي، مسائل ديني را بسيار صريح و بدن ترديد بيان مي‌كنند.

5ـ يك اقدام اساسي براي وحدت، پديد آوردن شعارها و نمادها، براي وحدت است که مي‌بايد در دستور كار مراكز تبليغي و رسانه‌اي قرار گيرد. براي اين كار بايد تمامي مراكز هنري آماده شوند. يك مثال خوب تاريخي، نشريه‌اي است كه حدود پنجاه سال پيش از اين در تهران با نام مسلمين به چاپ مي‌رسيد و نشريه‌اي وحدت گرا بود. دراين نشريه به اخبار جهان اسلام به طور يكسان نگاه مي‌شد و به هيچ وجه طائفي گري در آن دخالت داده نمي‌شد. بحث هندوستان، اندونزي، مسائل آفريقا و غير آن. اما جالب بود كه به لحاظ شعاري، روي جلد آن، در حاشيه، در سه سمت بالا و چپ و راست، تصوير كوچك شده ده‌ها مسجد بزرگ جهان اسلام را كه هر كدام از يكي از شهرهاي برجسته در جهان اسلام بود، انتخاب كرده و تقريبا به صورت دائمي اين حاشيه را روي جلد نشريه به چاپ مي‌رساند. دنبال کردن بحث‌هاي مربوط به تمدن اسلامي و تبيين نظرياتي براي بازگشت به شکوه و عظمت جهان اسلام که معلول نوعي اتحاد ميان اقوام و ملت‌هاي اسلامي در قرن چهارم و پنجم هجري بود، مي‌تواند در آماده کردن اذهان امت براي وحدت و در نهايت رسيدن به مجد و عظمت پيشين مؤثر باشد.

منبع:etehade-irani.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 12:21  توسط سعید صحراییان  | 

واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا

در سنت اديان توحيدي، "خداي واحد" ۹امت مومن خود را نيز به "وحدت" و يكپارچگي و دوري از تفرقه فرا مي‌خواند.

حضرت محمد مصطفي (ص) نيز كه آخرين پيام آور در اين سنت الهي است، رسالت خويش را بر بستر اتحاد مومنان و ايمام آورندگان عملي ساخت.

توصيه هاي مكرر رسول اكرم به رعايت "برادري " و " وحدت " و تاكيد بر اين امر كه برتري افراد به يكديگر تنها در "تقواي " آنان است، حاكي از اهميت حفظ يكپارچگي و اتحاد بين مسلمين است.

بر اين اساس امت واحده و بزرگ اسلامي براي تحقق فرمان الهي و دستورات پيامبر خود و با اعتقاد به "يدالله مع الجماعه" حول اصول مشتركي چون كتاب آسماني واحد، قبله واحد و پيامبري خاتم انبيا گرد هم آمده اند.

آموزه هاي اسلامي هر مسلماني را نسبت به برادران و خواهران ديني خود مسوول مي‌داند و بر همين مبنا دايره وحدت و اخوت اسلامي فراتر از مرزهاي جغرافيايي، نژادي ، خوني و حتي تاريخي را دربرمي گيرد.

اين كليت منسجم و يكپارچه از صدر اسلام تا كنون همواره مانند تيري در چشم دشمنان خدا و پيامبر او فرو رفته است.

بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص ) اختلاف نظر بر سر جانشيني وي نخستين شكاف ميان جامعه مسلمين را ايجاد كرد. اگرچه اين اختلاف قدمتي معادل تاريخ اسلام دارد اما هيچگاه موجب رودررويي مستقيم و جنگ و خونريزي بين طوايف اسلامي شد.

علما و بزرگان جهان اسلام اعم از شيعه و سني همواره كوشيده اند اختلافات خود را كه جنبه اعتقادي دارد، با بحث و گفت وگوي علمي مورد مداقه و كنكاش قرار دهند و به شدت از تفرقه و دو دستگي اجتناب كنند.

به عبارت ديگر همواره نقاط افتراق تحت الشعاع نقاط اشتراك قرار گرفته است.

اساسا اختلافات بين اين دو مذهب هرگز جنبه جدي به خود نگرفته و هرگاه درگيري بين مسلمانان روي داده است، دست دشمنان اسلام در آن پيدا بوده است.

بديهي است كه با گذشت زمان و هرچه از دوران صدر اسلام مي‌گذرد، توطئه‌ها و تفرقه افكني‌ها عليه دنياي اسلام بيشتر و موذيانه تر شده است.

تشديد فرقه گرايي ، برجسته كردن اختلافات بين نحله هاي مختلف اسلامي و وارد كردن تهمت هاي نادرست به فرق مختلف از جمله اين تلاش هااست.

مقابله با اين فتنه جويي‌ها به ويژه در دوران معاصر كه مسائلي چون "پان عربيسم" ، "وهابي گري"، "مقابله با تشكيل هلال شيعي" و " القاعده" براي ضربه زدن به دنياي اسلام
مطرح شده، ضرورتي غير قابل انكار است.

در طول تاريخ همواره بسياري از علما و شخصيت هاي بزرگ جهان اسلام همچون "سيد شرف‌الدين " و "سيدجمال‌الدين اسدآبادي " در آرزوي وحدت جهان اسلام تلاش هاي فراوان كردند.

از جمله اين اقدامات مي‌توان به سفرهاي سيدجمال اسدآبادي به كشورهاي مختلف بلاد اسلام وانتشار روزنامه "حبل المتين" توسط وي و يا طرح ايده "تقريب مذاهب اسلامي" با حمايت و پشتيباني "آيت الله بروجردي " و "مفتي اعظم مصر " اشاره كرد.

اين آرمان پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران نيز توسط بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري مورد توجه و تاكيد قرار گرفت .

نام گذاري فاصله ميان دو روز ۱۲و۱۷ربيع الاول كه دو روايت از روز ميلاد پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص ) نزد اهل سنت و شيعيان است به نام "هفته وحدت" توسط امام خميني نمادي براي فراخواندن تمامي مسلمانان جهان براي چنگ زدن به ريسمان
الهي و عقد برادري و برابري است.

در موقعيت فعلي كشورهاي اسلامي و مناسبات بين آنها نيز، نام گذاري سال جديدشمسي - كه آغاز آن مقارن با "هفته وحدت "است - به نام سال "اتحاد ملي وانسجام اسلامي" انتخاب هوشيارانه و مدبرانه اي است كه كه از سوي رهبر فرزانه انقلاب
انجام گرفته است.

مقام معظم رهبري در سخنان آغاز سال نو با يادآوري جنگ رواني و تلاش هاي موذيانه دشمنان براي ايجاد اختلاف و تفرقه در ميان ملت ايران و جهان اسلام فرمودند:
دشمنان به بهانه‌هايي هم چون قوميت، مذهب و گرايش هاي صنفي، در صدد هستندوحدت كلمه ملت ايران را از بين ببرند و در جهان اسلام نيز اختلافات مذهبي را دامن بزنند و با به راه انداختن جنگ شيعه و سني ميان ملت ايران و جوامع اسلامي فاصله ايجاد كنند.

" حضرت آيت الله خامنه اي " براي اتحاد و يكپارچگي ملي و تقويت هوشيارانه و خردمندانه آن ، انسجام ملت اسلامي را تنها راه نااميد كردن دشمنان و خنثي كردن توطئه هاي آنان خواندند و تاكيد كردند: به ياري پروردگار سال ، ۸۶آحاد ملت، قوميت هاي گوناگون، مذاهب مختلف و همه صنوف مردم ايران با اتحاد
ملي، حركت پراميد به سوي آينده درخشان خود
را شتاب مي‌بخشد و همه ملت هاي
مسلمان نيز با انسجام اسلامي و تقويت
برادري اسلامي، وحدت كلمه خود را نشان خواهند داد.

منبع:etehade-irani.blogfa.com
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 12:19  توسط سعید صحراییان  | 

اختلاف بين مسلمانان دليل حضور دشمنان در سرزمينشان است

دبير كميته سياسي رايحه‌ خوش خدمت در انتخابات سال گذشته درخصوص اتحاد ملي و انسجام اسلامي گفت:امروز حضور دشمنان اسلام  درسرزمين‌هاي اسلامي تنها بدليل اختلافاتي است كه برخي از مسلمانان بر آن‌ها تكيه مي‌كنند.
محمد علي رامين در گفت‌وگو  با خبرنگار سياسي آنا اظهار داشت:دين مبين اسلام يك سري مشتركات اعتقادي براي تامين مشتركات انساني و الهي جامعه توحيدي مشخص کرده است كه اگر مسلمانان بر اساس اين مشتركات حركت كنند، همان‌طور كه خداوند در قرآن مي‌فرمايد، به عنوان يك امت ميانه و الگو براي جامعه‌ي جهاني، برترين جايگاه را در ميان ملت‌ها و امت‌هاي جهان به دست خواهند آورد.
وي هم‌چنين تاکيد كرد: در علم جامعه‌شناسي گفته شده است  هر جماعتي كه از مشتركات خود بهره بگيرد، رو به پيشرفت، كمال و سعادت خواهد بود و هر جماعتي كه بر اختلافات و تعارضات ميان خود تكيه كند،محکوم به شکست است .
اين تحليل‌گر مسائل سياسي  افزود : در مورد امت اسلامي ما آن‌قدر مشتركات اعتقادي و تاريخي و فرهنگي و منطقه‌اي داريم كه به هيچ عنوان عقل سليمي اجازه نمي‌دهد كه ما اين اشتراكات را نديده و با پذيرش اختلافات طبيعي و يا مصنوعي خود را آماج تهاجمات دشمنان مشترك قرار دهيم.
رامين تصريح كرد: رهبر معظم انقلاب اسلامي  امسال را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام نهادند تا ما را به بازنگري در عملكرد چند دهه‌ گذشته‌ خود بكشانند و زمينه‌ي پيشرفت و سعادت امت اسلامي را  فراهم كنند.
وي در ادامه بيان داشت: از طرف ديگر اگر مي خواهيم ما پرچمدار وحدت اسلامي باشيم و در دنيا به عنوان الگو قرار گيريم آنگاه نبايد در ميان خود دچار تفرقه و ازهم گسيختگي باشيم؛ لذا رهبر حكيم و فرزانه‌ انقلاب اسلامي مقدمه‌ انسجام امت اسلامي را اتحاد ملي ايرانيان مشخص كرده اند‌ و با اين اتحاد ملي، منافع ملي مشترك خود را توسعه دهيم تا زمينه‌ اقتدار و برتري جايگاه جهاني را فراهم كنيم .
رامين در خاتمه خاطرنشان كرد :با حركت در مسير تعيين شده توسط رهبرمعظم انقلاب در پيام نوروزي امسال،  قطعا تا پايان سال شاهد تحقق اهداف اتحاد ملي وانسجام اسلامي در عرصه هاي اقتصادي، فرهنگي ،سياسي، علمي و امنيتي براي ملت ايران وامت اسلامي در جهان خواهيم بود.


منبع:etehade-irani.blogfa.com
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 12:17  توسط سعید صحراییان  | 

هشدار رهبر انقلاب نسبت به تلاش دشمن برای اخلال در اتحاد ملی

تلاش در جهت پیشرفت اقتصادی و علمی و همچنین مقابله با جنگ روانی دشمن برای ایجاد خلل در اتحاد ملی، سه محور اصلی است که باید مورد توجه جدی مردم و مسئولان باشد.
آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع پر شور ملت ايران در حرم مطهر بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران تأکید کردند: پایداری و مجاهدت ملت ایران را مهمترین عامل ثبات و استحکام نظام و تحقق «استقلال و عزت ملی» است .

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، ايشان با تأکید بر اینکه امام خمینی (ره) و فکر و راه ایشان کلمه طیبه ای است که به ملت اسلامی عظمت بخشید، تصریح کردند: نام امام بزرگوار، اندیشه نیکو و عمل صالح ایشان در ایران بزرگ و در فضای امت اسلامی و جامعه بشری روز به روز زنده تر و تابناک تر خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای، علت اقتدار و ماندگاری مردان الهی را ارتباط با خدا و کار برای خدا دانستند و افزودند: راز قدرت معنوی و رمز «عظمت و نفوذ» رو به افزایش امام خمینی (ره) این است که آن شخصیت بزرگ در همه کارها فقط خدا را دید و در راه او مجاهدت کرد و خدا نیز همانگونه که در قرآن وعده داده است همیشه با او بود.
ایشان افزودند: علت آرامش خاطر و تزلزل ناپذیری امام در همه لحظات به ویژه مقاطع سخت و حساس کشور و حتی در لحظه عروج به سوی پروردگار همین ارتباط و اتصال با خدا بود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حرکت در مسیر حق، ایستادگی در مقابل زورگویان و دستیابی به پیشرفت و استقلال، مستلزم پرداخت هزینه است خاطرنشان کردند: امام (ره) اعتماد عمومی مردم را به عنوان هزینه این راه پرداخت و خداوند نیز این هزینه را به صورت مضاعف به او بازگرداند به گونه ای که جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع ایشان به مراتب از استقبال کنندگان از آن رهبر بزرگ بیشتر بود.

ایشان تنها راه دستیابی یک ملت را به اهداف و حقوق خود، بصیرت و ایستادگی آگاهانه برشمردند و خاطرنشان کردند: حقوق یک ملت، با التماس به سلطه گران و عقب نشینی و نرمش در برابر آنان محقق نخواهد شد چرا که حق را باید با تلاش و ایستادگی به دست آورد.
رهبر انقلاب اسلامی پایداری و مجاهدت ملت ایران را مهمترین عامل ثبات و استحکام نظام و تحقق «استقلال و عزت ملی» دانستند و افزودند: بر اثر ایستادگی و بصیرت ملت ایران، زورگویان جهان به این نتیجه رسیده اند که «ایرانی» هر جا پای دفاع از حق و حقوقش به میان آید هرگز از میدان خطر عقب نشینی نمی کند.

حضرت آیت الله خامنه ای تداوم ایستادگی ملی را زمینه ساز احقاق حقوق مردم ایران در همه زمینه ها از جمله انرژی هسته ای دانستند و افزودند: رویه ملت آزاد و مستقل ایران این نیست که برای دستیابی به انرژی هسته ای و دیگر حقوقش از قدرتهای سلطه گر التماس و خواهش کند چرا که این ملت بزرگ و جوانان برومندش خود را باور کرده اند و با تکیه بر تجربه های 28 سال اخیر می دانند که با ایستادگی بصیرانه می توانند همه حقوق خود را به دست آورند.

رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد هویتی جدید یعنی «جمهوری اسلامی» را در منطقه حساس خاورمیانه از مهمترین اقدامات امام راحل برشمردند و با تشریح و تحلیل روند تحکیم سلطه استکبار بر خاورمیانه پس از جنگ دوم جهانی افزودند: ایران نیز در آن دوران سیاه، صد درصد تحت نفوذ و سلطه عمیق استکبار آمریکا بود و به همین علت معجزه انقلاب اسلامی که به رهبری بی نظیر امام و همت ملت به وقوع پیوست همه سلطه گران را غافلگیر کرد اما افراد با بصیرت همان موقع دریافتند که مسیر منطقه، با برافراشته شدن پرچم اسلام در ایران عوض شده است.

ایشان به تلاشهای ناکام دشمنان برای از بین بردن جمهوری اسلامی اشاره کردند و افزودند: با وجود همه طرحها و توطئه ها، هویت جدیدی که امام ایجاد کرد امروز با ثبات ترین نظام منطقه است و ملت ایران پرشورترین، مصمم ترین و با آبروترین ملتها به شمار می آید و چهره درخشان جمهوری اسلامی و امام بزرگوار، روز به روز در میان توده های ملتهای مسلمان و «جوانان و روشنفکران جهان اسلام» مقبول تر می شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای استمرار این روند و تداوم پیشرفت کشور را به ادامه وفاداری ملت و نخبگان به خطوط اصلی حرکت امام منوط دانستند و تأکید کردند: اسلامی بودند، مردمی بودن و برخورداری از ابتکار و نوآوری اسلامی، سه نقطه اصلی حرکت مبارک امام است که نباید هیچگاه فراموش شود.
ایشان اسلامی بودن نظام را شاخصه ای فراتر از تعلق جمهوری اسلامی به یک مذهب دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی از دل معارف شیعی به وجود آمده است اما اسلامی بودن نظام به معنای اسلام فرامذهب و هویتی فرامذهبی است و نظام اسلامی هرگز شناسنامه تک مذهبی برای خود قائل نبوده است و به همین علت است که امروز جوان سنی فلسطینی همچون جوان شیعه لبنانی به جمهوری اسلامی چشم امید دوخته است و نظام اسلامی به همه اجزاء پیکره عظیم امت اسلامی، احساس افتخار و عزت می بخشد.

حضرت آیت الله خامنه ای، تکیه و تعبد به شرع مقدس را بعد دیگری از هویت اسلامی نظام خواندند و خاطرنشان کردند ما علاوه بر ارزشهای اخلاقی، قواعد و همه نظامهای اجتماعی و سیاسی خود را از کتاب و سنت می گیریم و به آن افتخار می کنیم چرا که معتقدیم فهم درست «کتاب و سنت» و نگاه باز و مجتهدانه به این دو مقوله می تواند راههای بسیاری را برای تأمین نیازهای فردی و اجتماعی ملتها ارائه کند.
ایشان، شاخصه دوم جمهوری اسلامی را مردمی بودن آن بیان کردند و افزودند: در نظام اسلامی، رأی، اراده و خواست مردم، به معنی واقعی کلمه، تعیین کننده است و تأمین نیازهای آنان هدف اساسی مسئولان به شمار می رود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نگاه جامع نظام جمهوری اسلامی به نیازهای مادی، معنوی و اخلاقی مردم، خاطرنشان کردند: در نظام اسلامی علاوه بر توجه جدی به نیازهای اقتصادی و امنیت عمومی مردم، امنیت اخلاقی و حفظ نظام خانواده نیز مورد توجه ویژه است.

رهبر انقلاب اسلامی اراده مردم را در چارچوب دین خدا، تعیین کننده مطلق دانستند و افزودند: مردم سالاری دینی چارچوب اصلی نظام جمهوری اسلامی و در بردارنده کرامت حقیقی انسان و تأمین کننده نیازهای عمومی مردم است.
ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: نظام اسلامی، دموکراسی مبتنی بر مبانی غلط و شکست خورده لیبرال دموکراسی غرب را رد می کند زیرا در ساختار استبدادی و دیکتاتوری نظامهای غربی مردم هیچ نقشی ندارند و همه کاره واقعی، صاحبان سرمایه و زرسالاران هستند.

رهبر انقلاب اسلامی شاخصه سوم نظام جمهوری اسلامی را نوآوری متکی بر مبانی اسلام برشمردند و تأکید کردند: نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور، اسلام ناب را آنچنان که از کتاب و سنت درک می شود برای ذهنهای مشتاق داخل و خارج از کشور بازگو کنند.
ایشان، ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی را دارای جذابیت فراوان خواندند و با اشاره به برکات فراوان نوآوریهای اسلامی برای نظام افزودند: نباید برخی افراد به علت احساس حقارت یا شیفتگی در مقابل غرب، احکام و مبانی اسلام را با دیدگاههای غربی منطبق کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش امپراطوری خبری و رسانه ای استکبار برای ارائه تصویری مخدوش و غلط از ملت ایران و نظام اسلامی افزودند: ایستادگی و پیروزی ملت ایران در برابر تهدیدها و چالشها، حفظ اصول و جهت گیریهای اصلی، پیشرفت های شگفت آور علمی و فناوری، پیشرفت در عرصه های مدیریت اجتماعی و سیاسی، افزوده شدن عزت بین المللی و الگو شدن برای ملتهای مسلمان، تصویر واقعی ملت ایران است.
رهبر انقلاب اسلامی، هویت برجسته جمهوری اسلامی را نتیجه پایمردی و رهبری امام خمینی (ره) و همت ملت ایران دانستند و با اشاره به وظایف سنگین دولتمردان و مردم برای ادامه این مسیر پرافتخار افزودند: همانگونه که در ابتدای سال بیان شد، تلاش در جهت پیشرفت اقتصادی و علمی و همچنین مقابله با جنگ روانی دشمن برای ایجاد خلل در اتحاد ملی، سه محور اصلی است که باید مورد توجه جدی مردم و مسئولان باشد.
ایشان با تأکید بر اینکه توجه به عدالت و تأمین آن مهمترین خواسته مردم از دولتمردان است افزودند: فعالان اقتصادی در بخش های مختلف از جمله سرمایه گذاری، نوآوری صنعتی و رشد بخش کشاورزی تلاش همه جانبه ای داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی، لزوم هوشیاری مردم در مقابل تلاش دشمن برای ایجاد اختلاف و دو دستگی را یادآور شدند و با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم در اواخر سال جاری، خاطرنشان کردند: دشمن تلاش دارد با ایجاد چالشهای انتخاباتی میان مردم تفرقه بیاندازند اما ملت ایران با کمک خداوند، این انتخابات را وسیله دیگری برای رشد و عزت خود قرار خواهد داد.
منبع:etehade-irani.blogfa.com/
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 12:14  توسط سعید صحراییان  | 

اتحاد ملی وانسجام اسلامی

 

اتحاد ملى، يعنى يكپارچگى ملت ايران. انسجام اسلامى، يعنى ملتهاى مسلمان با هم همراه باشند. ملت ايران رابطه‏ى خود را با ملتهاى اسلامى محكمتر كند. ما اگر بخواهيم اتحاد ملى و انسجام اسلامى تحقق پيدا كند، بايد بر اصولى كه بين ما مشترك است، تكيه كنيم. نبايد خودمان را سرگرم فروعى بكنيم كه مورد اختلاف است

 داخل ايران هم مواردى وجود دارد؛ چون مى‌بينند در ايران برادران مسلمان شيعه و سنى، در يك صف واحد، در زير يك پرچم واحد، با يك شعار واحد، در يك جبهه‌ى واحد، در كنار هم و با هم هستند. در جنگ تحميلى هشت ساله، از كسانى كه مى‌خواستند بروند از تماميت ارضى و مرزهاى اسلام در اين كشور دفاع كنند، كسى نپرسيد شما از كدام طايفه، كدام فرقه، كدام مذهب، كدام لهجه و كدام زبان هستيد؟ همه رفتند؛ از همه جا رفتند. در ايران، خونها درهم آميخته شد و انقلاب به معناى حقيقى كلمه، يك اتحاد و يك الفت ميان فرق و لهجه‌ها و طوايف مختلف به وجود آورد. استكبار، نمى‌تواند اين را ببيند. براى هر فرقه‌اى، بهانه‌يى درست مى‌كنند. ساده‌ترين و فريب بخورترين افراد را در هر فرقه‌اى پيدا مى‌كنند و چيزى در دهانش مى‌گذارند، تا برود آنچه را كه او مى‌خواهد، برايشان تكرار كند! همه بايد مراقب باشند. هر كسى كه امروز به اين هدف استكبار كمك كند - يعنى ملت ايران را از ملتها و كشورهاى ديگر جدا كند - در نزد خداى متعال، حكم همان دشمنان اسلام و مسلمين را دارد كه با اسلام جنگيدند؛ چه امروز و چه در زمان پيامبر. «كان حقيقا على الله ان يدخله مدخله»(56) هر كس كه امروز به هدفهاى استكبار در قبال ايران اسلامى كمك كند، مثل همان كسى است كه در زمان ظهور و نزول اسلام، با آيات الهى جنگيد.  اين هفته‌ى وحدت، اين هفته‌ى مشترك الاحترام بين مسلمين را قدر بدانيد. همه سعى كنند وحدت و اتحاد نيروها و در يك جبهه قرار گرفتن نيروهاى مسلمين را - كه رمز سعادت و مايه‌ى سربلندى مسلمين و بزرگترين حربه‌ى ملتها در مقابل استكبار جهانى است - مغتنم بشمارند و قدر بدانند.
 عنصر دوم، وحدت و اتحاد ملت بوده است. من به شما عرض مى‌كنم كه عزيزان من! ملت ايران به بركت وحدت كلمه، هم در جنگ، هم در بسيج نيروها براى ميدانهاى دفاع مقدس، هم در همه‌ى ميدانهاى گوناگونى كه براى اين ملت مطرح بود و هم در خود انقلاب، پيروز شد. اگر وحدت كلمه نبود؛ اگر ملت ايران دچار اختلافات و دودستگيها و شكافها و شقاقها مى‌شد - كه دشمن مى‌خواست اين كار را بكند، ولى بحمدالله موفق نشد - ناموفق مى‌ماند. اين وحدت را بايد حفظ كنيد.
 بحمدالله اين بخش دوم هم - يعنى اتحاد و همدلى ميان مردم و مسؤولان - از اول انقلاب بوده است؛ بخصوص از آن وقتى كه عناصر بيگانه‌طلب و بيگانه‌پرست، شر خودشان را از اين انقلاب كم كردند و رفتند و نيروهاى مؤمن و نيروهاى خط امام، زمينه‌ى حضور بيشترى پيدا كردند. از سال 1360 به اين طرف، هميشه همين‌طور بوده است. مردم با مسؤولان مهربانند، به مسؤولان علاقه‌مندند؛ مسؤولان هم خود را خدمتگزار مردم مى‌دانند. امروز هم همين‌طور است، در دولت قبل هم همين‌گونه بود، اين دولت هم همين‌طور است. اين اتحاد را قدر بدانيد. وحدت كلمه جزو عناصر اصلى براى انسجامى است كه آن انسجام، شرط اصلى موفقيت ملت ايران است.
ركن دوم هم توحيد كلمه است. ملتهاى مسلمان بايد با هم متحد شوند. امروز يكى از بزرگترين مصائب دنياى اسلام اين است كه دشمنان اسلام كارى كرده‌اند كه آنچه بايد وسيله‌ى اتحاد مسلمين شود - يعنى وجود دشمن، وجود صهيونيستهاى غاصب - وسيله‌ى اختلاف آنها شده است! كارى كرده‌اند كه بعضى از دولتهاى مسلمان، اين را وسيله‌اى براى قرار گرفتن در مقابل برادران خود بكنند و حقيقتا اختلاف به وجود آيد؛ در حالى كه بودن چنين دشمنى در قلب كشورهاى اسلامى، بايد مسلمانان را به هم نزديك كند؛ جبهه‌ى واحد تشكيل دهد و يد واحد به وجود آورد. اين گناه هم به دخالت و دست‌اندازيهاى استكبار برمى‌گردد. اگر حمايتهاى استكبار و در رأس آنها امريكا از اشغالگران فلسطين و تروريستهاى بين‌المللى، كه در قلب كشورهاى اسلامى متمركز شده‌اند - يعنى همين حاكمان فعلى دولت جعلى اسرائيل - نبود، قدرت ماندن نداشتند. الان هم همين‌طور است. (پ 13)دشمن وسوسه مى‌كند. از اول انقلاب هم مى‌كرده است؛ مخصوص امروز هم نيست. از اول انقلاب، شايعه ساختند، حرف درست كردند و پى‌درپى دم از اختلافات زدند. امروز هم مثل اوقات ديگر است. هميشه هم اراده‌ى ملت و اراده‌ى مسؤولان دلسوز و علاقه‌مند و دلباختگان به اسلام و به عبوديت خدا، بر همه‌ى اينها فائق شده است. امروز هم به فضل الهى فائق خواهد شد. دنياى اسلام بايد به سمت چنين وحدتى حركت كند. وحدت، يعنى همدلى و اتحاد بر اصول.
منبع:http://www.irbt.blogfa.com
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 21:16  توسط سعید صحراییان  | 

تفاوت‌هاي ديني به معناي اختلاف نيست

                                     تفاوت‌هاي ديني به معناي اختلاف نيست

رييس شوراي خليفه‌گري ارامنه تصريح كرد: اگر امروز به ضرورت قانوني به بعضي از ما اقليت و يا اكثريت اطلاق مي‌شود اين به معناي وجود اختلاف نيست، بلكه براي غني‌تر كردن زندگي اجتماعي ما و خانواده‌ بزرگ ايراني ماست كه خود بسيار با ارزش است.

دكتر آوانسيان در سخناني در محفل انس بزرگان اديان توحيدي (زرتشتي، يهودي و مسيحي) با تبريك به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي درباره‌ي نامگذاري امسال به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي اظهار داشت: نامگذاري امسال از آن روست كه لازم است به ياد داشته باشيم كه براي حل مشكلات نيازمند همبستگي هستيم و بايد به ياد داشته باشيم كه همبستگي يك اعتقاد، يك طرز تفكر و رويه‌ در زندگي اجتماعي است. وي با اشاره به مسئله اقليت‌ها و اكثريت‌ها در كشور گفت: اگر امروز شايد به ضرورت قانوني به بعضي ما اقليت و يا اكثريت اطلاق مي‌شود اين به معناي وجود برخي تفاوت‌هاي فرهنگي و ديني است و اين تفاوت‌ها به معناي اختلاف نيست، بلكه براي غني‌تر كردن زندگي اجتماعي ما و خانواده‌ بزرگ ايراني ماست كه خود بسيار با ارزش است.

آوانسيان اظهار داشت: با اعتقاد به همبستگي مي‌توانيم به آرزوهاي بزرگ اين ملت باستاني و بزرگ به پيروزي‌هاي ديگري هم برسيم.

منبع:"ایسنا"

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 11:35  توسط سعید صحراییان  | 

32 اقدام عملی برای «اتحاد ملی و انسجام اسلامی»

32 اقدام عملی برای «اتحاد ملی و انسجام اسلامی»

سال 86 به نام سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام‌گذاری، شده است. ضمن استقبال از این نام‌گذاری امیدواریم مسئولان ارشد به ویژه دولت محترم زمینه‌های اجرایی آن را فراهم نمایند.
چنان‌چه بسترهای لازم برای عملی شدن اتحاد ملی و انسجام اسلامی توسط دستگاه‌های حکومتی فراهم نشود همانند سال‌های گذشته در حد شعار باقی خواهد ماند ودر پوسترها و تابلوهای نهادهای دولتی خاک خواهد خورد. برای این‌که شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی عملی شود به 32 اقدام نیاز دارد که بایستی توسط دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی انجام گیرد:
1- اصلاح قانون مطبوعات و ممنوعیت زندانی کردن منتقدان و مخالفان سیاسی.
2- برداشتن نظارت استصوابی ‌سلیقه‌ای شورای نگهبان و برگزاری انتخابات آزاد براساس معیارهای دمکراتیک.
3- آزادی بیان و آزادی نهادهای مدنی.
4- به رسمیت شناختن حقوق مخالفان توسط حاکمیت نظام و تأمین امنیت شغلی آنان.
5- استفاده متوازن از نخبگان سیاسی اصولگرا، اصلاح‌طلب و ملی‌گرا در دستگاه‌های انتصابی مثل قوه قضائیه، شورای نگهبان، صدا و سیما و سایر نهادهای حکومتی.
6- اختصاص حداقل یکی از کانال‌های تلویزیونی به اصلاح‌طلبان و اقلیت‌های دینی.
7- اصلاح رفتار دولت‌مردان نسبت به احزاب و نهادهای مدنی.
8- اختصاص حداقل 5 کرسی مجلس شورای اسلامی به نمایندگان ایرانیان مقیم خارج از کشور.
9- اصلاح برخی قوانین مربوط به حقوق زنان و اقلیت‌های دینی با هدف برابری حقوق زن و مرد و نیز برابری حقوق شهروندی همه‌ی ایرانیان با هر نوع مذهب.
10- مشارکت دادن اقلیت‌های دینی در نظام سیاسی ایران به ویژه اختصاص کرسی‌های مجلس خبرگان به اقلیت‌ها و نیز استفاده از نخبگان تمام مذاهب در مجمع تشخیص مصلحت نظام و سایر نهادها.
11- تلاش جدی دولت برای بازگرداندن ایرانیان مقیم خارج به داخل کشور به ویژه امکان انتقال فعالین سیاسی خارج از کشور به داخل کشور و فعالیت سیاسی مسالمت‌آمیز آنان.
12- به رسمیت شناختن حریم خصوصی شهروندان و ممانعت از ورود مأموران به خانه‌های مردم برای جمع‌آوری دستگاه‌های گیرنده ماهواره‌ای یا هر اقدام منافی حریم خصوصی.
13- تلاش جدی دولت برای فقرزدایی و ریشه‌کنی بیکاری.
14- کاهش حجم دولت و واگذاری بخش تصدی‌گری دولت به بخش خصوصی.
15- گسترش بیمه‌های اجتماعی به کل جامعه و اجباری نمودن بیمه تأمین اجتماعی برای همه مردم.
16- اصلاح سیاست خارجی کشور و به کار گرفتن شیوه تعامل و رفع تنش در روابط خارجه.
17- رفع فیلترینگ سایت‌های اینترنتی و عدم توقیف مطبوعات.
18- توسعه متوازن مناطق مرزی و استان‌های محروم کشور.
19- عدم دخالت دولت در امور نهادهای دانشجویی و صنفی معلمان.
20- افزایش تحمل‌پذیری مسئولان و انجام مناظره‌های تلویزیونی مستمر با منتقدان دولت.
21- اعلام اسامی مفسدان اجتماعی و برچیدن امتیازات ویژه اقتصادی برخی نهادها.
22- حمایت عملی دولت از معلولان، زنان سرپرست خانواده و اقشار آسیب‌پذیر.
23- اصلاح قانون گزینش برای جلوگیری از دخالت دستگاه‌های دولتی در حریم خصوصی مردم.
24- ایجاد شورای فقهی جهت بهره‌گیری از خرد جمعی علمای دینی.
25- برگزاری رفراندوم و مراجعه به آرای عمومی برای ارزیابی نظرات مردم در مسائل ملی.
26- پرهیز از سو‌ء‌استفاده‌های جناحی از ارزش‌های دینی و جلوگیری از مصادره شدن دین توسط جناح خاص.
27- اجرای دقیق قانون اساسی به ویژه اصول 15، 19 و 27 قانون اساسی و امکان اصلاح برخی اصول قانون اساسی بر اساس شرایط کنونی و تقاضای نسل جوان ایران.
28- به رسمیت شناختن حق اعتراض، اعتصاب و انتقاد توسط مخالفان دولت.
29- اختصاص تریبون‌های نماز جمعه به نخبگان از تمامی جناح‌ها و گرایشات.
30- کاهش کمک‌های خارجی دولت و توجه به وضعیت مردم ایران.
31- اصلاح برخی قوانین قضایی به ویژه زندان زدایی و افزایش نقش نظارت همگانی بر عملکرد قوه.
32- پرهیز از امنیتی کردن دانشگاه‌ها و انتخابی نمودن رؤسای دانشگاه‌ها.
متن دفاعیه مدیر مسؤول هفته نامه نصیر بوشهر در دادگاه رسیدگی به شکایت مدعی‌العموم علیه مدیر مسؤول نصیر،سجاد بهزادی و مهرزاد رئیسی‌نژاد

منبع:http://www.nasirboushehr.com/

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 11:31  توسط سعید صحراییان  | 

سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی وضرورت « هماهنگی » در پیام الهی

  www.etm.blogfa.comدر فرازی از دعای شریفه شعبانیه میخوانیم :
« اللهم صل علی محمد وآل محمد; شجره النبوه وموضع الرساله و مختلف الملائکه و معدن العلم و اهل بیت الوحی اللهم صلی علی محمد وآل محمد; الفلک الجاریه فی اللجج الغامره ; یامن من رکبها و یغرق من ترکها المتقدم لهم مارق والمتاخر عنهم زاهق واللازم لهم حق »
دعا با « صلوات » شروع می شود که نماد هماهنگی است « هماهنگی » در عبادات و آموزه های دینی حرف اول را می زند. ملزم هستیم که با همدیگر با عالم خلقت و با خدای متعال هماهنگ باشیم . یکی می گفت ; « باید هر روز تمرین دموکراسی داشته باشیم » ! اما شخص متدین بیش از هر چیزی باید « تمرین هماهنگی » داشته باشد. نماز و حج و بسیاری از عبادات خصوصا بصورت جماعت در واقع تمرین مکرر و شبانه روزی برای نیل به امر مهم « هماهنگی » است . در نماز جماعت مهمتر از سرعت و مدت برپائی نماز اصل هماهنگی مامومین با « امام جماعت » می باشد که بسیار مهم است . در تشکیلات سازمانی « ضرورت هماهنگی » فراتر از اهمیت امکانات نرم افزاری و سخت افزاری و حتی عوامل انسانی کارآمد می باشد و « هنر مدیریت » چیزی جز هماهنگی نیست . هماهنگی را اگر از سازمانی بگیرید دیگر همه چیز آن بی معنی خواهد بود. صلوات نیز رمز خطیری برای هماهنگی معنوی است . منبعث از آیه « ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایهاالذین آمنوا صلو علیه وسلموا تسلیما » خدا و تمام فرشتگانش بر پیامبراعظم (ص ) صلوات می فرستند ای اهل ایمان شما هم به جمع صاحبان شعور پیوسته و بر او صلوات بفرستید. هماهنگی کنید تا جمعمان و جشنمان کامل تر شود. اما تفسیر بلند و برکات فراوانی که در « صلوات » نهفته هست بماند و همینقدر متوجه باشیم که محمد و آل محمد عبارتند از;
۱) شجره النبوه و « درخت نبوت » هستند شما بخوانید درخت و مجموعه بهم بافته خبر شبکه خبری خبرگزاری الهی !
۲) موضع الرساله و « جایگاه رسالت » هستند شما بخوانید محلی برای دریافت و ارائه نامه های الهی یعنی دبیرخانه الهی !
۳) مختلف الملائکه و « محل آمد و شد فرشتگان » می باشند جایگاه تلاقی آسمان و زمین زمینیانی که با آسمانیان ارتباط مستقیم دارند مراودین با کارکنان خالص و برگزیده الهی محل همایش و ملاقات گاه کارکنان الهی !
۴) معدن العلم و « کان دانش » شما جسمی دارید که حوائجی دارد و روحی که ; نیازمند به غذای معنوی است با علم چاق و فربه می شود و با علم تقویت می گردد علمی که معدنش این خاندان است و « مقوی روح » شماست آنهم با علم الهی
۵) اهل بیت الوحی و « کارکنان معتمد جریان وحی الهی » هستند و کارگزاران مبدا و مقصد وحی و اداره کنندگان خبرگزاری الهی و کارمندان دبیرخانه الهی و برگزارکنندگان همایش های الهی و تعلیم دهندگان علم الهی کارگزاران الهی .
صلوات خدای سبحان بر محمد و آل محمد باد. « صلوات » در بند بند این دعای شریف جاری و ساری است و در ادامه تصویر بهتری از محمد و آل محمد به ما می دهد; آنان را تشبیه می کند به کشتی روان اما چگونه کشتی و چگونه جریانی ! تصویر دریائی را به ما می دهد که بسیار متلاطم است . امواجی خروشان و غول پیکر و هر موجی که همچون کوهی بلند بالا می رود و وقتی که فرود می آید هیچکسی از سهمگینی آن در امان نیست و همگی را غرق خواهد ساخت و در گرداب هلاکت فرو خواهد کشید. در چنین دریایی مواج و خطرناک که هست و نیست شما را گرفتار خود ساخته است تنها یک کشتی بزرگ نجاتبخش شما خواهد بود. کشتی قابل اطمینانی که می تواند در برابر اینهمه امواج پیاپی سینه سپر ساخته و شما را از لابلای آنها بیرون کشیده و به ساحل نجات برساند. در امنیت و آرامش خواهد بود کسی که سوار این کشتی نجاتبخش گردد; « یامن من رکبها و یغرق من ترکها » و غرق می شود کسی که آنرا ترک نماید. زیرا « لجج غامره » با کسی شوخی ندارد! هرکسی را غرق می سازد. چه تصوری از آن دارید !...
نمی دانم تاکنون تجربه سفرهای دریایی داشته اید یا خیر ! ولیکن نگارنده شخصا این تجربه را مکررا داشته ام و زمانی که افسر روابط عمومی کشتیرانی بودم تقریبا در اکثر دریاها و اقیانوسهای شرق و غرب دنیا با انواع کشتی های بزرگ سفر کرده ام . تجارب و گفتنی هایی که از دریانوردی های مکرر خود داشته ام خود داستانی است . انواع خلیج ها دریاچه ها دریاها و اقیانوسهای بزرگ ! فرضا در سفری ۳۵ روزه بر روی اقیانوس ناآرام که نمی دانم چرا آنرا اقیانوس آرام نامیده اند ! و جالب آنکه « هفته » ما هنگام عبور از وسط اقیانوس یکبار مبدل به « هشته » و یکبار مبدل به « ششته » گردید! زمان جنگ بود با یک کشتی دهها هزار تنی رفتیم و از ونکور کانادا ۵۶ هزار تن گندم آوردیم . در تمام طول مسیرمان موج خوردیم کشتی به آن سنگینی و بزرگی در میان امواج اقیانوس همچون یک چوب کبریتی در استخری پرتلاطم بالا و پائین می شد! و کشتی های صدها هزار تنی همچون پر کاهی در رودخانه ای خوشان !
کاپیتان سیاه پوستی از اهالی آفریقا داشتیم که در هدایت کشتی اقیانوس پیمای ما بسیار حرفه ای عمل کرد و با استفاده از علائم ماهواره ای و تجاربش بگونه ای پیش راند که خونی از دماغ کسی نیامد و لیکن یک کشتی ایرانی دیگری هم جلوتر از ما در حرکت و کاپیتانش ایرانی بود اما متاسفانه به چنان گردابهایی افتادند که کشتی شان بدجوری مچاله شد و کسی از سرنشینانش سالم نمانده بود. یا دست و پایشان شکسته بود یا سر وصورتشان و هر چیز شکستنی دیگر که دمار از روزگارشان درآورده بود. زیرا لجج غامره بسیار بی رحم است و شوخی ندارد و آنجاست که آدم براستی به معنای واقعی شعر معروف « کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و مرد کهن » واقف می شود. لجج غامره یعنی دریای بی رحم و ستیزه جو! لجج جمع لجه (جمع انباشته ) و غامره اشاره به امواج غول پیکری دارد که در میانه انبوهی از آب های فراوان و بیکران در تموج و تلاطم است و به تعبیری ; آبهایی که بدون هیچ مجال و فرصتی غرق کننده هستند. لجج غامره امواج بسیار بی رحمی است که اصلا شوخی ندارد. لجج غامره در یک کلام یعنی دریای بی رحم و ستیزه جو!
لابد می دانید که موجهای بزرگ دریا سه حالت کلی دارند; یا از کنار کشتی عبور می کنند و در این حالت کشتی دارای حرکت « رولینگ » است. یا از روبرو با کشتی برخورد می کنند که در این حالت کشتی دارای حرکت « پاندینگ » می شود که خیلی بدتر از رولینگ است . زیرا هنگامی که دماغه کشتی در آب دریا فرو می رود و پاشنه آن بالا می آید بعضا حتی پروانه کشتی کاملا از آب بیرون می زند. پروانه ای که هر پره آن به اندازه اطاق های ماست و موتورخانه ای که اندازه ساختمان های ماست ! در بازگشت سقوط گونه پاشنه کشتی بر سطح دریا و هنگام برخورد شدید و پیاپی پره های چرخان با سطح آب چنان ارتعاشی در داخل کشتی رخ می دهد که می توان آنرا به یک زلزله چند ریشتری تشبیه نمود! بعضی مواقع هم جریانات امواج دریا درهم و برهم هستند و ملوانها به آن « پیچینگ » می گویند! چون کشتی را بصورت نامنظم و غیرقابل پیش بینی به هر طرفی می پیچاند و لحظاتی پیش می آید که احساس می کنید دیگر کار کشتی تمام است و الان است که یکجار به قعر دریا فرو رود و تمام ! چنین حالتهایی بعضا ساعتها و بلکه روزها و روزها آنهم پی درپی و شبانه روز نفستان را می برند. موجهایی که همچون کوهستانهایی بلند و بی پایان شما را در محاصره کاملی به دام می اندازند! گاهی در قله یک موج بلند و لحظاتی دیگر در قعر دره های بسیار عمیقی که گوئی در ته اقیانوس افتاده اید و دیگر بالا نخواهید آمد و در چنین فراز ونشیبی با مفهوم واقعی « وحشت » کاملا آشنا می شوید و برای آنکه به معنای « لجج غامره » بهتر واقف شوید بد نیست با کشتی سفری در خلیج بیسکاوی (محل تلاقی آبهای گرم استوائی و سرد قطبی ) داشته باشید! دریایی طوفانی در شمال فرانسه و اسپانیا که قتلگاه کشتی هاست ! کافیست یک سفر به آن دریای متلاطم و گورستان کشتی های بزرگ داشته باشید تا شاید مفهومی از « لجج غامره » را بهتر دریابید! این تصاویری که سعی نمودم از لجج غامره و خطرات دریای بی رحم در ذهن شما ترسیم نمایم برای آن بود که عنایت دقیقی به وضعیت « لجج غامره سهمگین این دنیای دون » داشته باشیم که از هر سوی آن همه ما را در تمامی لحظات شبانه روز در خود فراگرفته است و تنها کشتی نجات این « معرکه مهلک » فقط آل محمد است و ناخدای مجرب و کارکشته این کشتی نیز فقط محمدمصطفی (ص ) که تمام فرشتگان خدا پیوسته بر او درود و سلام می فرستند و حتی خود خدای سبحان زبان به تحسین او گشوده است و از همه مومنین هم می خواهد که بر او صلوات بفرستند. آویختن به این کشتی و « حبل الهی » (واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا) ضرورتی است اجتناب ناپذیر وحیاتی هرگونه غفلتی از سوار شدن و آویختن از این کشتی موجب فلاکت و هلاکت خواهد شد و جز بدبختی و تباهی سرانجامی نخواهد داشت . و یغرق من ترکها; کسی که سوار این کشتی نشد غرق گشت . غرق چه چیزی ! غرق دو دریای درهم تنیده « خونریزی » و « فساد » ! آیه « وازقال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدما ! » را بخاطر آورید; و زمانی که پروردگارت به فرشتگانش گفت ; همانا قراردهنده هستم در زمین خلیفه ای را آنان گفتند; آیا قرار می دهی در آن موجودی را که فساد نماید و خون بریزد ! آری « فساد و خونریزی » اینست لجج غامره این دنیا که هیچکسی از آنها در امان نیست مگر آنانکه به دامن محمد و آل محمد بیاویزند.
انسانها = زاهقین + لاحقین + مارقین
لابد شما هم در روزنامه ها خواندید که آمار پرونده های رسمی اختلافات مردم و نهادها از مرز ۸ میلیون گذشت ! هشت میلیون پرونده رسمی در کشور هفتاد میلیونی ! آمار درگیری های رسمیت یافته بیش از ۱۰ % آمار کل جمعیت ! این روند آیا چیزی جز رفتن به سوی بحران دارد ! صرف نظر از جنبه مثبت آن (مراجعه و تلاش مردم ما برای حل اختلافات از طریق قانون که البته امیدبخش است ) ابعاد منفی قضیه هم دهشت انگیز است . لازم نیست زحمت سفر به خلیج بیسکی را متحمل شوید! کافیست در همین تهران بزرگ دوری بزنید تا چشمه ای از آن لجج غامره فساد و خون را مشاهده نمائید!
یکی از علمای تهران اخیرا در جلسه ای گزارش بازدیدی از یک زندان داشت می گفت ; محوطه زندان چنان شلوغ بود که نمی شد راه رفت ! وی که از روحانیون سرشناس تهران (غیرتلویزیونی ) است می گفت ; عده ای از زندانیان مرا به اسم صدا می زدند و سلام می دادند! پرسیدم شما مرا از کجا می شناسید ! می گفتند; از فلان مسجد و فلان هیئت و فلان تکیه و فلان حسینیه ! یا للعجب ! مشکلات اخلاقی حتی گریبان بچه مذهبی ها را هم گرفته ! می گفت : نوجوانی را دیدم و پریشان شدم که این بچه برای چه زندانی کرده اید ! پرونده اش را آوردند دیدم اگر قرار باشد روزی برای آموزش انواع کلاهبرداری ها دانشگاهی تاسیس شود این پسر ۱۲ ساله استاد آن دانشگاه خواهد بود! زیرا سرقتی نبوده که آن پسرک مرتکب نشده باشد!ووو...
حال دستگاههای فرهنگی ما کجای کار هستند ! در این لجج غامره در این دنیای پرفساد و جنایتکار یقرق من ترکها و یامن من رکبها. و اما اصل مطلبمان ; « المتقدم لهم مارق والمتاخر عنهم زاهق واللازم لهم لاحق » این دعای شعبانیه شباهت های زیادی به « زیارت جامعه کبیره » دارد. در آنجا هم « فالراغب عنکم مارق واللازم لکم لاحق والمقصر فی حقکم زاهق » آمده و دقیقا اشاره به همین سه دسته ای دارد که قصد آویختن به این « کشتی نجات » را دارند. مردمان دنیا در مواجهه با محمد و آل محمد ابتدائا دو دسته می شوند; عده ای پیروی می کنند که ایمنی خواهد یافت و عده ای هم از آنان روی برتافته و به هلاکت خواهند افتاد و لیکن قضیه به این سادگیها نیست ! زیرا کسانی هم که قصد بهره مندی از این کشتی بزرگ نجاتبخش را دارند طیف بلندی را تشکیل می دهند که حداقل دارای سه بخش اساسی است :
« مارق » کسی است که همچون تیر جهنده از کمان زیاده روی می کند و چون کاسه داغتر از آش می شود! « فاقد هماهنگی » است و پیش تر از امام می تازد! اگرچه به رکوع و سجود می رود اما بعلت عدم تبعیت صحیح نظم را بهم می ریزد. خود را دلسوز و متولی دین می داند و لیکن خیلی بیشتر از شخص امام و پیامبر و حکایت دایه مهربانتر از مادر! اینها نیز نجات نخواهند یافت . زیرا با افراط و زیاده روی های خود اصل تبعیت را مضمحل می سازند. ظاهرا در همه آئین ها و مکتبها هم چنین معضلی وجود دارد و در عالم مسیحیت نیز ضرب المثل « کاتولیک تر از پاپ » را دارند! مسلمانی شان از پیغمبراکرم (ص ) بالاتر است ! ولایت شان از علی (ع ) غلیظ تر است ! مهدویت شان از امام زمان (عج ) داغتر است ! اینها اهل نجات نیستند و هرگز به ساحل نجات و رستگاری نخواهند رسید.
« زاهق » کسی است که در تبعیت چنان کندی می ورزد که به قول مشهور همچون ماست بر زمین می ماسد! این یکی هم در واقع « فاقد هماهنگی » است و آنچنان وارفته و شل حرکت می کند که هرگز به امام نخواهد رسید. وی هم اگرچه به رکوع و سجده می رود اما بعلت عدم تبعیت صحیح نظم را بهم می زند. امام در رکعت سوم است و زاهق هنوز رکعت اولش را شروع نکرده است ! چنان با احتیاط و دلواپسی احمقانه گام برمی دارد که به مجسمه شباهت بیشتری دارد تا ماموم . برای اینها هم نجاتی قابل تصور نیست . آنچنان تفریط می ورزد که افعال کند و اسلومشنش اصل هماهنگی را مهمل می کند. در زیارت جامعه کبیره بجای « المتاخر » از کلمه « المقصر » استفاده شده است یعنی کوتاهی نمودن و تعلل ورزیدن . حق محمد و آل محمد بسیار والاتر از آنست که کسی بخواهد درباره اقامه آن سستی و صرافت بخرج دهد.
بنابراین چه متقدم بر محمد و آل محمد و چه متاخر از آنان هیچکدام « اهل نجات » نخواهند بود. یکی از این سوی بام می افتد و دیگری از آن سوی آن . اما کسی که با مراعات دقیق هماهنگی محمد و آل محمد را قدم به قدم تبعیت و مشایعت نمود و کاملا متلزم به امامت ایشان بود اهل نجات خواهد شد و به سرمنزل مقصود و ساحل امن نجات ملحق خواهد گشت ; واللازم لهم لاحق معنای شیعه غیر از این نیست شیعه یعنی مشایعت ملازمت ملحق بودن و هماهنگی داشتن .
نگاه کنید به واقعه غدیر که این مطلب در آن صحنه چقدر زیبا و حکیمانه شکل می گیرد! برای انتصاب و معرفی حضرت علی بن ابیطالب (ع ) به مقام امامت مطمئنا هزاران فرصت وجود داشته است اما جلوه بصری و عینی و میدانی آنرا بنگرید که چقدر هوشمندانه گزینش می شود! کاروان حج که در طیف طویلی در حرکت می باشد و عده ای جلوتر از امام تاخته اند و عده ای هم به کندی ره می پویند. موضوع امامت است و ضرورت هماهنگی پیامبر اعظم (ص ) فرمان ایست می دهند و صبر!
به آنها که پیش رفته اند دستور می رسد که بازگردید و به آنها که عقب افتاده اند دستور می رسد; شتاب کنید که امر خطیری پیش آمده است . المتقدم برمی گردد و المتاخر خود را می رساند تا عملا به اهمیت هماهنگی با امامت واقف گردند. زیرا اساسا فلسفه امامت ایجاد هماهنگی است . یعنی برنامه معرفی امام (مدیر هماهنگی جامعه ) هم در غدیر کاملا حساب شده است . زیرا تقدم و تاخر از بدترین و مهلک ترین عوامل مخرب وحدت و هماهنگی است . از پرغصه ترین قصه های امامت همین تقدم و تاخر مدعیان است . فلذا وقتی امامت موضوعیت پیدا می کند جایگاهی که برای معرفی آن لحاظ می شود آنست که در همان ابتدا مسئله تقدم و تاخر را به رخ مسلمین و مامومین بکشد. تندرفته ها و مارقین برگردند پس مانده ها و زاهقین شتاب نمایند و در این میان آنان که ملتزم رکاب محمد و آل محمد بودند قطعا رنج کمتری کشیدند. نماز جماعت ما تمرینی است برای هماهنگی با امام و ملازمت و مشایعت با او وگرنه نمادی خواهیم بود از مارق یا زاهق که هر دو هلاکت است .
نقش ولایت و امامت تحقق هماهنگی است و ما هم مکلفیم که ملتزم به تبعیت از او باشیم و امر « وحدت » را معظم بداریم . باید بدانیم که « اهمیت هماهنگی » بمراتب مهمتر از اولویت افراد است . محوریت این هماهنگی ولایت است و حواسمان باشد که فالراغب عنهم مارق والمقصر فی حقهم زاهق واللازم لهم لاحق . انشاالله .
یک دستگاه فرهنگی هم از چنین آفاتی هیچگاه در امان نیست و نخواهد بود. همیشه عده ای عجولند و عده ای خجول ! بدیهی است که عدم هماهنگی تمام برنامه ها را مختل می سازد. بزرگترین مشکلات جامعه ما هم همین افراط و تفریط ها و تقدم و تاخرهاست و قدرت جامعه و دین را مضمحل می سازند. عده ای امر دین داری را آنچنان سفت و سخت می گیرند که همه از آن ناامید و گریزان می شوند و عده ای هم شریعت مداری را آنچنان سهل و ساده می گیرند که معلوم نمی شود تفاوتش با « شرک » و حتی « کفر » و « نفاق » چیست !...
حم
دستگاههای فرهنگی ما در امواج بی رحم و سنگین تهاجم فرهنگی کجای کار هستند !
مشکل جامعه ما همین افراط و تفریط ها و تقدم و تاخرهاست
امواج سهمگین این دنیای دون از هر سو و در تمامی لحظات شبانه روز ما را دربرگرفته است و تنها کشتی نجات این معرکه مهلک فرهنگ « آل محمد » است .

  منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 11:12  توسط سعید صحراییان  | 

نقش روابط عمومي در اتحاد ملي و انسجام اسلامي

 نقش روابط عمومي در اتحاد ملي و انسجام اسلامي

سال 86 در حالي بعنوان " اتحاد ملي و انسجام اسلامي " از سوي مقام معظم رهبري نامگذاري شد که روابط عمومي ها در محقق نمودن اين شعار نقش ويژه اي را برعهده دارند .

روابط عمومي در اتحاد ملي و انسجام اسلامي در وهله اول دنبال آفرينش تحرک،شور،اميد و مشارکت فکري مردم در فرآيند توسعه و ايجاد زمينه براي مشارکت فيزيکي در مراحل بعدي است.

 به تعبير ديگر،روابط عمومي در محقق نمودن اين شعار به دنبال هدايت افراد به سمت" توده تنها" نيست تا افرادي تأثير پذير باشند و خودشان را با جماعت همرنگ سازند بلکه هدف روابط عمومي بعنوان يکي از مراکز پخش پيام در سطح جامعه،هدايت افراد به سمت مشارکت فکري فعال در امور اجتماعي،ابراز واکنش در برابر پيام هاي روابط عمومي و اظهار نظر در اين خصوص است تا روابط عمومي،فعاليت هاي خود را با افکار عمومي هماهنگ سازد.

کار ديگري که روابط عمومي در اتحاد ملي و انسجام دارد کمک به ايجاد ارتباط واقعي ،تنگاتنگ و اصولي بين ملت و دولت است. از آنجا که در اتحاد ملي و انسجام،تکيه بر نهاد هاي منسجم تا افراد است،لذا در عملکرد نهاد ها براي توسعه،سطح اشتراک عمومي حائز اهميت است. در اين ميان روابط عمومي بعنوان يک پل ارتباطي مهم جلوه گر شده و با تبادل اطلاعات ميان ملت و دولت،اطلاعات آنها را از همديگر  بهنگام و ملموس مي سازد.

جلب مشارکت مردم،کارکرد ديگر روابط عمومي در اتحاد ملي و انسجام اسلامي است. دراينجاست که کارگزاران روابط عمومي در نقش بازيگران سياسي ظاهر مي شوند و ارتباط خاصي را بين دولت و جامعه برقرار مي کنند که مي توان از آن به نام " ارتباط سياسي " ياد کرد. 

 يکي از شيوه هاي مشارکت،نظر خواهي است که از ارکان روابط عمومي محسوب مي شود، سنجش افکار عمومي اين امکان را فراهم مي آورد تا روابط عمومي،ديدگاههاي مردم را در اختيار  مديريت سازمان و برنامه ريزان قرار دهد و از اين طريق،نظارت مردم در تصميم گيري ها دخالت داده شود.

روابط عمومي از اين طريق به افزايش ميزان مشارکت مردم در امور کمک مي کند و مي توان اينطور بيان نمود که روابط عمومي از طريق ايجاد امکان مشارکت عمومي مردم در امور مربوط به خودشان نقش بارزي را در تحقق اتحاد ملي و انسجام ملي ايفاد مي کنند.

نقش روابط عمومي در اين خصوص به ويژه در شرايطي که جامعه در حال پيمودن دوره گذر از مرحله رشد اقتصادي به مرحله توسعه باشد،بارزتر و پررنگ تر مي شود چرا که نيل به توسعه بدون مشارکت فعال مردم ميسر نمي شود.

منبع:http://www.ershad.ir

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 10:58  توسط سعید صحراییان  | 

نگاه علامه جعفری(ره) بر گستره وحدت در جامعه‌ی اسلامی(1)

 علامه محمدتقی جعفری (ره) به عنوان یکی از پیشگامان برجسته نشر مفاهیم دینی و آموزه‌های اسلامی در تبیین اصول و مبانی وحدت در دین و جایگاه آن در حیات معقول و فرو نشاندن کینه‌ها و تزاحم‌ها و برقراری برادری و اخوت در میان انسان‌ها نقش بسزایی داشته است، شناخت خطوط تفکری این عالم گران‌قدر در نیل به حیات طیبه اسلامی یاری‌رسان جوامع است، بنابراین طی چند نوشتار به بررسی اندیشه وی درباره‌ی وحدت می‌پردازیم.

علامه جعفری (ره) در تشریح وحدت دین معتقد است که آن‌چه خداوند برای جوامع انسانی فرستاده است، یک دین است و مکتب‌های متنوع ساخته شده ذهنی و خواسته‌های سوداگرانه بوده است، وی سه موضوع را به عنوان دلیل وحدت دین بر می‌شمارد:

1. طناب دین از هم گسیخته بود، تردیدى نیست که اگر واقعاً دین متعدد و متنوع بود چنان‌که در آن روز مشاهده مى‏شد گسیخته شدن معنایى نداشت، زیرا فرض این است که هر یک از ادیان از اصل از یک‌دیگر جدا بوده است.

معلوم مى‏شود که اساسى‏ترین مختص دین حق، وحدت انسان‏ها در هدف‏ها و وسایل زندگى مادى و معنوى در مسیر تکامل است که از هم گسیختنش موجب نکبت‏ها و تیره روزى‏هاى جاهلیت بوده است.

2. اصول بنیادین مورد اختلاف شده بود، اگر وحدتى در اصول بنیادین وجود نداشت و هر یک از اصولى که مکتب‏هاى آن دوران ادعا مى‏کردند، به‌جاى خود صحیح بود، اختلاف در آن‌ها اشکالى نداشته و موجب بدبختى آن دوران نمى‌شد.

3. واقعیت امر پراکنده بود، مسلم است که اگر امر الهى که دین اصلى است ذاتاً متنوع و متعدد بود، اختلاف و پراکندگى یک پدیده اصلى و حقیقى بوده موجب تشویش و تیره‌بختى مردم آن دوران نبود.

 www.etm.blogfa.com

 علامه جعفری (ره) توجه داشتن به تاریخ و تحولات آن را در شناخت جایگاه و سیر تطور وحدت مورد تأکید قرار داده و معتقد بودند که تحولات تاریخی بخشی از هویت جوامع را تشکیل می‌دهند و وحدتی که برای هویت یا محصول تاریخ فرض شود به گونه‌ای است که صرفاً نمی‌توان مفهوم حقیقی بدان داد بلکه باید یک مفهوم تجریدی بوده باشد.

وی اذعان داشته که اگر ما هویت و متن خود تاریخ را در نظر بگیریم خواهیم دید که مرکب است از:

 1. تلاش انسان براى تهیه وسایل معیشت خود.

2 . کوشش براى شناخت طبیعتى که در آن زندگى مى‏کند.

3. محبت و عشق پیدا کرده حیات خود را با آن محبت و عشق توجیه کرده است.

4. ابزار و وسایلى را براى ساختن وسایل و مواد استمرار حیات خویشتن مى‏سازد.

5. قوانین و حقوق براى امکان‏پذیر ساختن زندگى دسته‌جمعى وضع مى‏کند. 

6. شخصیت‏هایى با درجاتى گوناگون از تأثیر در جامعه (و پیشرفت یا سقوط آن) بروز مى‌کند.

7. جنگ‏هاى خانمان‌سوز به راه مى‏افتد و دمار از روزگار بشرى در مى‏آورد.

8. در مسیر رقابت‏هاى ظالمانه دست به کشتار غیر مستقیم هم‌دیگر مى‏برند.

9. اکتشافات و اختراعات صورت نمودها و وقایع تاریخ و روابط بشرى و کیفیت زندگى را دگرگون مى‏سازد.

10. انسان‌هایى اگر چه در اقلیت اسف‏انگیز در برابر خودخواهان و خودکامگان با اتصاف به فضایل اخلاقى و روحیات دینى، قد علم مى‏کنند و استقامت می‌ورزند و در راه اعتلاى حق و حقیقت به مبارزه با انبوه خودخواهان برمی‌خیزند.

11. فرهنگ‌هایى بروز مى‏کنند، بعضى از آن‌ها به اوج مى‏رسند و سپس راکد مى‏شوند و بعضى دیگر به مرحله اوج نرسیده رو به زوال و فنا مى‏روند.

12. تمدن‏ها پشت سرهم با تناوب شگفت‏انگیز در این نقطه و آن نقطه از دنیا به ظهور می‌رسند و سپس تدریجاً یا با سرعت شدید سقوط مى‏کنند و از بین می‌روند.

13. مصایب و ناگواری‌هاى حساب نشده مانند سیل‏ها و زلزله‏ها و آتشفشانى‏ها بر سر بشر تاختن مى‏گیرند و دگرگونى‏هایى در وضع زندگى وى بوجود مى‏آورند.

14. در رویاروى قرار گرفتن بشر با هم‌دیگر دو عامل گوناگون تأثیر دارد: عامل خودخواهى که توسعه مى‏یابد و به نژادپرستى مى‏رسد و مسائل اقتصادى که گاهى یک جامعه فقیر علیه جامعه ثروتمند مى‏خروشد و در برابر آن صف‏آرایى مى‏کند.

گاهى هم با این‌که احتیاج ضرورى وجود ندارد فقط به انگیزگى تملک بیشتر مواد اقتصادى رویاروى هم قرار مى‏گیرند.

وی تأکید داشت که این وقایع و تحولات و انگیزه‏ها که نمونه بسیار بسیار ناچیز پدیده‏هاى تشکیل دهنده تاریخ هستند مى‏توانند به عنوان اجزا و عناصر تشکیل دهنده هویت تاریخ نامیده شوند، اما از این‌که به این موارد چهارده گانه صرفاً به صورت نمودها و مفهوم رویدادهای تاریخی و سرگذشت بشری نگریسته شود تنها یک مفهوم تجریدی محض خواهد بود که هیچ راه حل علمی برای تحلیل و تفسیر تاریخ پیش روی ما نخواهد گستراند.

علامه بزرگوار اعتقاد داشتند که عملی شدن وحدت و سایه گستراندن آن بر جامعه به صورت دفعی و صرف موعظه به بار نمی‌نشیند و تبعیت ‌کردن از یک روند و فعالیت تدریجی است که درک مردمی را موجب شده و او را با طعم حقیقی حیات آشنا می‌کند.

وی در این‌باره به برنامه وحدت‌آفرینی پیامبر اسلام (ص) در میان دو قبیله «اوس و خزرج می‌پردازد: «واقعیت چنین نبود که پیامبر اسلام (ص) پس از آن‌که از طرف خداوند متعال مبعوث شد، فوراً مردم را دور خود جمع کرد و پس از یک خطابه زیبا فرمود که شما مردم باید پس از این خصومت‏ها و کینه‌توزى‏ها را کنار بگذارید و با هم‌دیگر برادر شوید، بلکه جریان این‌طور بود که پیامبر اکرم اولاً و با تدریج معناى حیات را براى آنان قابل درک ساخت و کم کم آنان را با طعم حقیقى حیات که معادله فوق طبیعى همه را در انحصار خود دارد آشنا ساخت، آن‌گاه اوس و خزرج فهمیدند که انسان‏هاى داراى حیات حقیقى نمى‏توانند با یک‌دیگر خصومت بورزند.»

علامه جعفری (ره) زدودن فردیت و خودخواهی را با توجه به اصل نعمت برادری عامل رفع تضادها و تزاحم‌ها می‌خوانند که انسان را از حیات طبیعی محض که در معرض جدایی و گسیخنگی و پراکندگی و تزاحم و تضاد کشنده بیشتر قرار می‌گیرد به حیات معقول سوق می‌دهد.

وی برادری واقعی و بر محور وحدت را در پرتو انبیای الهی توصیف کرده است و اذعان داشته که غیر آن بشر همواره در میادین جنگ و جدال و کشتار و پایمال کردن یک‌دیگر زندگی کرده است.

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 14:44  توسط سعید صحراییان  | 

نگاه علامه جعفری (ره) بر گستره وحدت در جامعه‌ی اسلامی(2)

علامه محمدتقی جعفری (ره) از دو وجه عامل عقلی و عامل اخلاقی به مسأله تبعیت انسان از وحدت و احساس در قبال آن پرداخته و در ادامه عامل وحدت اختیاری را به عنوان ملاک دینی مطرح می‌سازد.

 مرحوم علامه جعفری (ره) در تشریح عظمت اسلام برای اعطای منزلت انسانی بیان می‌دارد: «خداوند سبحان به‌وسیله پیامبر اکرم انسان‌هاى ذلیل‌نما را براى مردم جامعه مطرح ساخت و اثبات کرد که حیات حقیقى از آن همین عزیزان ذلیل‌نما است که نه تنها کسى سراغشان را نمى‏گرفت، بلکه نگاه کردن به روى آن‌ها را عار و ننگ می‌دانستند.»

چنان‌که مى‏گویند: «پیش از نهضت «مهاتما گاندى» طبقه نخبه به روى «هرى جان‏» ها (مردم فقیر و مستضعف) نگاه نمی‌کردند بلکه اصلاً هرى جان‏ها نمى‏بایست از آن راهى که نخبگان می‌رفتند، عبور کنند خداوند متعال به‌وسیله پیامبرانش «بلال‏ها و صهیب‏ها» و دیگر عزیزان ذلیل‌نما را به متن جامعه متمدن و در مسیر کمال کشید و ذلیل‏هاى عزیزنما مانند «ابولهب‏ها و ابوجهل‏ها» را از کاروان انسانیت جدا کرد و پستى و خوارى آنان را براى رهروان راه سعادت حقیقى اثبات فرمود.»

سپس علامه محمد تقی جعفری (ره) از دو وجه عامل عقلی و عامل اخلاقی به مسأله تبعیت انسان از وحدت و احساس در قبال آن پرداخته و در ادامه عامل وحدت اختیاری را به عنوان ملاک دینی مطرح می‌سازد و بیان می‌دارد که عامل عقلی به صورت نظری و جزئی در دست مدیریت من درونی است و تا هنگامی که این عقل وارسته از سودجویی و جزئی‌نگری و نیز خودمحوری نشود ارزش وحدت را نمی‌فهمد، زیرا که عقل سلیم وارسته از این موارد بوده و در مسیر کمال به پیروی از من حرکت می‌کند و می‌تواند معنای وحدت ارزشی و برادری و برابری انسان‌ها از دیدگاه والاتر را درک و دریافت کند.

 

www.etm.blogfa.com

علامه گران‌قدر در تشریح عامل اخلاقی اشاره داشته که تمامی مکاتب و تفکرات درباره اخلاق به قدر کافی اندیشیده‌اند، حتی آن‌هایی که معتقد به مبدأ و معاد نبوده‌اند نیز دم از وحدت مورد بحث و لزوم احساس آن زده‌اند و عمده دلیل آن را اخلاق فاضله انسانی معرفی کرده‌اند.

زیرا که مکاتب و تفکراتی هم که معتقد به مبدأ و حیات نیستند انسانیت و ارزش‌های آنان را نادیده نمی‌گیرند، اگرچه استدلال آن‌ها به قدرت و استحکام الهیون نیست.

علامه در مطلع پرداختن به وحدت اختیاری و احساس آن که تنها از طریق دین قابل وصول است بر این نکته تأکید می‌کند: «هماهنگى و وحدت حقیقى انسان‌ها از گردیدن تکاملى الهى بوجود می‌آید و احساس جدى این وحدت از نتایج اعتلاى مغز و روان آدمى است.»

این عامل از یک جهان‌بینى عالى بوجود مى‏آید که اعتقاد به معنى‌دار بودن جهان هستى را نتیجه بدهد، این معنى عبارت است از وابستگى هستى به خداوند فیاض مطلق حدوثاً و بقاء و نیز اعتقاد به این‌که انسان در این جهان معنى‌دار از آن کمال مطلق و به‌سوى همان کمال مطلق رهسپار است: «إنّا للّه و إنّا إلیه راجعون.»

وی در ادامه عنوان می‌کند که بذرهای اولیه این نوع وحدت‌گرایی با دست مشیت الهی در درون همه انسان‌ها قرار گرفته است و این خود انسان است که با معرفت و تکاپوی خالصانه و اختیاری، خود آن را به فعلیت و رویش می‌رساند و همین معرفت او را به مقام معنی می‌رساند و همین انسان با انسانی این چنین می‌تواند به وحدت عالی رسند از آن جا که هر دو به این مقام معنی رسیده‌اند و می‌توانند ارزش آن را احساس کند.

در آن موقع که رسول خدا (ص) اهل کتاب را به وحدت با مسلمانان دعوت می‌فرمود آن دعوت چنین بود: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اَشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ.»

بگو اى اهل کتاب، بیایید کلمه‏اى را که میان ما و شما مشترک است بپذیریم این‌که جز خدا را نپرستیم و براى او شرک نورزیم و جز خدا، بعضى از ما بعض دیگر را ارباب قرار ندهد و اگر آنان روی‌گردان شدند، بگویید: «گواه باشید که ما اسلام را پذیرفته‏ایم.»

تردیدى نیست که هر سه اصل مشترک (اعتقاد به خداوند یگانه و منزه دانستن او از شریک و عبادت حقیقى آن ذات اقدس و آزادى همه مردم از زنجیر بردگى یک‌دیگر) نیاز به تحصیل درک و معرفت و کوشش‏هاى اختیارى دارد که شخصیت آدمى اعتلا پیدا کند و به درجه معنى‏دار بودن بر مبناى اعتقادات مزبور برسد و با انسان معنى‌دار دیگر وحدت خود را دریابد.

علامه بزرگوار علت این تساوی و وحدت را معطوف به بعد روحی انسان می‌داند که اگر چه از یک طرف مجاور سطوح طبیعت است، ولى از طرف دیگر رو به ماوراى طبیعت و مبدأ کمال و جمال مطلق خدا است و نتیجه آن این‌گونه است که برادرى و هماهنگى و تساوى و بالاتر از همه این ارتباطات، رابطه وحدت به منبع خورشید عظمت الهى متصل است، چنان‌که در طریق حدیثى مشاهده خواهیم کرد: «هُوَ الَّذِى خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا.»

او، آن خدایى است که همه شما را از یک نفس آفریده و همسر آن را از خود آن نفس بوجود آورده یا قرار داده است، این آیه مبارکه صریح در این است که این سلسله بزرگ آدمیان از یک آدم شروع شده است و خداوند سبحان در آفرینش فرزندان آدم یکى را بر دیگرى ترجیح ارزشى نداده است.

پس همه آنان در پیشگاه خداوندى یکى بوده و ملاک ارزش و فضیلت آنان را در نزد خدا تقوى معرفى می‌فرماید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 14:40  توسط سعید صحراییان  | 

نگاه علامه جعفری (ره) بر گستره وحدت در جامعه اسلامی (3)

 دیدگاه علامه جعفری (ره) درباره‌ی وحدت دین و نیاز انسان‌ها بدان را در قسمت قبل بیان کردیم در ادامه وی برادری و اخوت در میان انسان‌ها را بنابر یک‌سری اشتراکات می‌داند و ضمن تبیین مبانی اعتقادی مشترک ادیان توحیدی ابراهیمی انواع وحدت امت اسلامی را تشریح می‌کند.

 علامه محمد تقی جعفری (ره) هنگامی به وحدت اسلامی می‌پردازد که مفهوم عقل سلیم را روشن ساخته و اعلام می‌دارد که منشأ حقیقی وحدت امت اسلامی همان دین اسلام است و این منشأ ریشه اصلی خود را از فطرت سلیم می‌گیرد که خداوند در نهاد همه مردم جوامع به ودیعه نهاده است.

www.etm.blogfa.com

 وی مبناى وحدت امت اسلامى را مستند به همان دین فطرى انسانى دانسته که همه پیامبران الهى آن را به بشریت تبلیغ کرده‌اند و معتقد بوده ‌است که متن کامل آن پس از حضرت «نوح» و پیامبران پیشین به‌وسیله حضرت «ابراهیم خلیل» ابلاغ شده و یهود و مسیحیت نیز خود را وابسته به آن مى‏دانند و خاطر نشان می‌سازد که ارکان و اجزای دین فطرت که ملت اسلامی باید آن‌ها را دارا باشند از دو طریق اثبات می‌شود.

الف: قرآن مجید که حاوى اثبات توحید خالص (اعتقاد به یگانگى خداوند و شریک‌نداشتن او به طور مطلق و لزوم اعتقاد به صفات کمالى خداوند و سلب صفات نقص و وابستگى از خداوند.)

معاد و ابدیت که بدون آن دو حیات انسان‌ها در این دنیا قابل تفسیر و توجیه قانع‌کننده نیست.

نیاز بشر به پیامبران که حقایق فوق حواس و عقل او را در وصول به کمال واقعى که هدف زندگى او در این دنیاست به او آموزش دهند، این نیاز فقط با بعثت پیامبران و اوصیایى که بعد از پیامبران کار تبلیغ را ادامه مى‏دهند مرتفع خواهد شد.

عبادت‏ها و تکالیفى که براى برقرارى رابطه کشش به بارگاه خداوندى ضرورت دارند مانند نماز و حج.

انجام‌دادن کارهاى نیک به طور عام، که ضرورى‏ترین آن‌ها همانا کوشش براى برآوردن نیازهاى مادى و معنوى معقول مردم است.

ب: این اصول و ارکان و اجزای اصلى دین فطرت از راه عقل سلیم نیز به خوبى اثبات شده و در کتب فلسفى و کلامى مشروحأ مورد تحقیق قرار گرفته‏اند، این اصول و ارکان و اجزا از یک وحدت عالى در به فعلیت رسانیدن استعدادهاى آدمى برخوردارند که همان دین فطرت است که خداوند بر حضرت ابراهیم خلیل‌اللّه وحى فرموده است.

وی هیچ یک از بشر را فارغ از موازین فوق نمی‌داند و نظریات ویرانگر مادیون را دال بر خودمحوری آنان قلمداد کرده ‌است که همین مسأله موجب گسترش فساد در صحنه‌های بشری می‌شود و این‌که اخلاق و فضیلت در قرارداد اجتماعی قابل دفاع همیشگی نیست چون نمى‏توان تنها هدف اخلاق و فضیلت را اصلاح نظام زندگى دنیوى تعیین کرد و نیز همین مکاتب و تفکرات اگرچه به ظاهر ابدیت را قبول ندارند اما در آیین‌های خود مفاهیمی را دنبال می‌کنند که در واقع همان مفهوم ابدیت است حتی مفاهیمی مثل انسان، کمال، ترقی و ... .

روابط جهان و انسان دارای وابستگی‌های درونی و بیرونی است و این نشان از آن است که این وابستگی ها قابل فهم نهایی نخواهد بود و قطعأ حکمتی بر آن مترتب است، همچنین هیچ یک از آن استعدادها و به فعلیت رسیدن آن‏ها بدون قانون و هدف قابل تصور نیست.

بدین شکل علامه (ره) اثبات می کند که همه به نوعی بر حیات خود و وحدت حاکم بر آن واقفند و در نهایت این‌که هر اندازه که شخصیت متعالى شود به وحدت عالى‏تر نایل مى‏‌شود.

علامه محمد تقی جعفری (ره) این عالم عالی‌قدر اسلام ضمن تبیین مبانی اعتقادی متن مشترک ادیان توحیدی ابراهیمی و اعتقاد به وجود خداوند یگانه، مبدأ و مقصد حرکت انسان در وصول به کمال، قرار گرفتن عقل و وجدان در ذات انسان‌ها و فرستادن پیامبران الهى براى ارشاد مردم به عنوان عناصر شخصیت واحد جوامع اسلامى، یا اجزاى هویت واحد امت اسلامى را در همین اعتقادات بر می‌شمرد و ابراز می‌دارد که با ورود اختلال در هر یک از این عناصر یا اجزا، شخصیت یا هویت واحد به همان نسبت مختل مى‏‌شود.

منبع:www.vefagh.blogsky.com

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 14:32  توسط سعید صحراییان  | 

بررسی نگاه علامه جعفری (ره) بر گستره وحدت در جامعه اسلامی (4)

  معمولاً در هنگام بروز عوامل نابود کننده و مخاطره‌آمیز، تضادها و اختلافات در میان فرقه‏ها و مذاهب مختلف نادیده گرفته مى‏شوند و نوعى اتحاد و هماهنگى میان آنان برقرار مى‏شود؛ علامه جعفری (ره) در این بخش به بررسی این موضوع می‌پردازد.

 علامه جعفری (ره) انواع وحدتى را که براى امت اسلامى متصور است، به سه دسته تقسیم کرده است:

1. وحدت مطلق: وحدت مطلق عبارتست از اتفاق نظر در همه عقاید و معارف و احکام اسلامى با همه اصول و فروع آن‌ها.

این‌گونه وحدت با نظر به آزادى اندیشه و تعقل در خصوصیات و کیفیات و انتخاب دلایل در عناصر و اجزای اصلى عقاید و احکام دین اسلام، به قدرى بعید است که مى‏توان گفت امرى امکان ناپذیر است.

مخصوصاً با در نظر گرفتن اختلاف متفکران در ذوق و اندیشه و کمى و بسیارى اطلاعات درباره منابع، همچنین با نظر به اختلاف آنان در نبوغ و هوش و حافظه که بدون تردید در انتخاب و فهم قضایا و تنظیم استدلال‏ها و غیر ذلک مؤثر است، وحدت مطلق و اتفاق آرا بین متفکران، غیرممکن خواهد بود.

تا مدتى که این اختلاف همراه با اخلاص و با هدف حقیقت‌یابى و با اطلاع کافى و لازم از منابع و اصول مربوطه باشد، نه تنها ضررى بر وحدت امت اسلامى وارد نمى‏آورد بلکه پدیده‏اى است مطلوب که براى پیشرفت معارف اسلامى ضرورى است.

2. وحدت مصلحتى عارضى: آن نوع اتفاق نظر را وحدت مصلحتى عارضى مى‏نامیم که از جبر عوامل خارج از حقیقت و متن دین پیش مى‏آید و در مواقعى لازم مى‏آید که آن عوامل، جوامع اسلامى را در خطر اختلال قرار داده‏اند.

 

www.etm.blogfa.com

   

معمولاً در هنگام بروز عوامل نابود کننده و مخاطره‌آمیز، تضادها و اختلافات در میان فرقه‏ها و مذاهب مختلف نادیده گرفته مى‏شوند و نوعى اتحاد و هماهنگى میان آنان برقرار مى‏شود.

چون این اتحاد و هماهنگى معلول عوامل جبرى خارج از متن دین است با از بین رفتن آن عوامل، این اتحاد نیز منتفى مى‏‌شود و به تناسب کاهش یا افزایش نیروى آن عوامل، میزان اتحاد موقت و مصلحتى نیز کاهش یا افزایش مى‏یابد.

همان‌گونه که توقع وحدت مطلق میان متفکران و مردم جوامع اسلامى با وجود آن همه عوامل اختلاف معقول غیر منطقى است، توقع این‌که وحدت مصلحتى عارضى بتواند فرقه‏ها و مذاهب اسلامى را از هماهنگى و اتحاد دائمى و معقول برخوردار سازد، انتظارى است نابجا.

3. وحدت معقول: با توجه به متن کلى دین که قبلاً ذکر شد و با توجه به آزادى اندیشه و تعقل در خصوصیات و کیفیات و انتخاب دلایل در عناصر (اجزا) اصلى عقاید و احکام دین اسلام، وحدت مطلوب در بین امت اسلامى نوع «وحدت معقول» خواهد بود.

وحدت معقول را مى‏توان چنین تعریف کرد: قرار دادن متن کلى دین اسلام براى اعتقاد همه جوامع مسلمان و بر کنار کردن عقاید شخصى نظرى و فرهنگ محلى و خصوصیات آرا و نظریات مربوط به هر یک از اجزای متن کلى دین که مربوط به تعقل و اجتهاد گروهى یا شخصى است.

تحقق این نوع وحدت هیچ مانع شرعى و عقلى ندارد و هر متفکر آگاه از منابع اولیه اسلام و طرز تفکر ائمه معصومین (ع) و صحابه عادل و متقى و تابعین حقیقى آنان مى‏داند که پیروى از متن کلى دین، با تکاپو و اجتهاد براى فهم خصوصیات و کیفیت انتخاب دلایل امرى است ضرورى.

وی آرمان اعلای جوامع اسلامی را چنین وحدتی می‌داند که باید بر تمامی شئون زندگی اجتماعی و دینی مردم سایه‌گستر باشد و طریق آن وسعت یافتن دیدگاه‌های متفکران است و عامل اساسى این توسعه دیدگاه‌ها نیز رهایى از چارچوب تنگ و تاریک تعصب غیر منطقى است.

علامه جعفری در ادامه موافقت و یا اختلاف آرا نزد دانشمندان اسلامی و بحث و اجتهاد را در علوم و عقاید مختلف امری دانسته که هیچ‌گاه موجب تزاحم و تضاد ویرانگر نبوده است.

همان‌گونه که در کتاب «مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین» تألیف شیخ اهل السنة و الجماعة «ابو الحسن على بن اسماعیل اشعرى» متوفى سال 330 ه ق آمده، مذاهب گوناگون شیعه، معتزله، اشاعره و غیر ذلک که شاید از صد روش مذهبى تجاوز کند وجود داشته‏اند اما این اختلافات به جز در مواردى اندک که اصل ضرورى اسلامى را منکر شده‏اند خللى بر اسلامى‌بودن آنان وارد نکرده است.

این عالم فرزانه قسمت‌شدن دو مذهب شیعه و سنی به ده‌ها گروه و فرقه را به این معنا نمی‌داند که اسلام به ده‌ها مذهب تقسیم شده است زیرا که اصولاً عقیده هر صاحب نظری را نمی‌توان در قالب مذهب مطرح کرد و بعد اشاره می‌کند: «باید بپذیریم که اسلام به هزاران مذهب تقسیم شده است از طرف دیگر، هیچ متفکر اسلامى تاکنون هیچ‌یک از دانشمندان و صاحب‌نظران دیگر را تکفیر نکرده است، البته همواره بحث و مناقشه و نقد و بررسى بین آنان رواج داشته است و هم‌اکنون نیز تکاپوهاى علمى و فلسفى و فقهى و اصولى و ادبى و غیره در حوزه‏هاى کشورهاى اسلامى با کمال جدیت در جریان است و اگر قدم مثبتى در راه پیشرفت معرفت اسلامى در یکى از کشورهاى اسلامى برداشته شود، دیگران نیز از آن سود مى‏جویند.»

«تفسیر المیزان» مرحوم «علامه طباطبایى» در کشورهاى مصر و سوریه و لبنان و . . . مورد استفاده قرار مى‏گیرد و تفسیر سید «قطب» در ایران به فارسى ترجمه مى‏شود.

علامه (ره) بر این اعتقاد بوده که فقط حق است که می‌تواند جامع حقیقى انسان‌ها در یک وحدت عالى بوده باشد زیرا شما اگر همه مردم روى زمین را با کمال دقت مورد تحقیق و بررسى قرار بدهید و با تحلیل مغز و روانى همه آنان، طرز تفکرات و دریافت‏ها و آرمان‌هاى آنان را مورد تحلیل قرار بدهید به دو نفر، آرى، حتى به دو نفر انسان نخواهید رسید که هر یک از آن دو اتحاد حقیقى ما بین خود و نفر دوم احساس کند مگر این‌که هر دو یا هر چند نفر از نظر تکامل روحى به جایى رسیده باشند که درک و اعتقاد و عمل به حق آنان را به هم بپیوندد. 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 14:26  توسط سعید صحراییان  | 

بررسي نگاه علامه جعفري (ره) بر گستره وحدت در جامعه اسلامي(5)

مطالعه انديشه‌ي علامه محمدتقي جعفري (ره) تأکيد وي بر اتحاد و اهميت و شگفتي‌هاي آن در ميان انسان‌‌ها را بر ما روشن مي‌کند، به عقيده وي هيچ يک از پديده‏هاى بشرى مانند دو پديده متضاد اتحاد و خصومت، منشأ آثار و نتايج با اهميت نبوده است.

علامه جعفري (ره) انواع اتحاد را در تقسيم‌بندي با استناد به آيات الهي اين‌گونه بر مي‌شمرد: طبيعى، ماوراى طبيعى، مربوط به ماهيت، اختيارى، ارزشى، مکتبى و قراردادى و اين‌گونه تشريح مي‌کند:

1. اتحاد در خالق، خالق همه آنان خدا است (ماوراى طبيعى)

2. اتحاد در حکمت بالغه خداوندى که آنان را به‌وجود آورده است و در سرنوشت و هدف اعلايى که همه انسان‌ها توانايى وصول به آن‌را دارند (ماوراى طبيعى است) از آن جهت که حکمت الهى و سرنوشت نهايى دو حقيقت فوق طبيعى هستند و (طبيعى است) زيرا تکاپو براى وصول به آن سرنوشت و هدف به اختيار انسان و در عرصه طبيعت انجام مى‏گيرد.

3. اتحاد در آغاز خلقت در عرصه طبيعت از يک پدر و مادر (طبيعى)

4. اتحاد در ماده خلقت (خاک) (طبيعى)

5. اتحاد در ماهيت و اصول مختصات جسمانى و مغزى و روانى (طبيعى و ماوراى طبيعى)

6. اتحاد در کرامت طبعى اولى (ذاتى) که خداوند بر همه انسان‌ها عنايت فرموده است (طبيعى و ماوراى طبيعى)

7. اتحاد در داشتن استعداد تحصيل کرامت ارزشى در به ثمر رساندن شخصيت انسانى (طبيعى و ماوراى طبيعى)

8. اتحاد ناشى از جاذبه کرامت ارزش ميان انسان‌هاى رشد يافته (طبيعى و ماوراى طبيعى)

9. اتحاد فوق وحدت‌ها و کثرت‌هاى طبيعى، انسان‌ها با اين اتحاد شگفت‌انگيز است که در اين فرمول همه و همه به وحدت مي‌رسند (ماوراى طبيعى)

10. اتحاد در وحدت اصول اديان الهى (فطرى)

11. اتحاد در هدف‌گيرى‏ها (طبيعى)

12. اتحاد در برابر حقوق طبيعى و حقوق وضعى و هر قانونى که براى زندگى طبيعى و حيات معقول انسان‌ها ضرورت دارد (قراردادى طبيعى) در ميان همه اين اتحادها فقط شماره 8 و 9 اتحاد ناشى از جاذبه کرامت ارزشى ميان انسان‌هاى رشد يافته و اتحاد فوق وحدت‌ها و کثرت‌هاى طبيعى است که به وحدت کلمه حقيقى و حذف هدف‏هاى اختيارى و وحدت در «حيات معقول» نايل مى‏‌شوند.

همچنين علامه جعفري (ره) مبناي سه دريافت حقيقى وحدت يا اشتراک همه افراد مردم در اصول و مختصات را شامل جسمانى، روانى و روحانى مي‌داند، مانند انديشه، تعقل، لذت و الم، محبت و کينه، صيانت ذات، اراده، حب شهرت و نيک‌نامى و غير ذلک و اين است منشأ اصلى آن اصل ثابت که مى‏گويد: «بر خود بپسند آن‌چه را که بر ديگران مى‏پسندى و بر ديگران مپسند آن‌چه را که بر خود نمى‏پسندى.»

www.etm.blogfa.com

در ادامه بررسي انديشه علامه محمدتقي جعفري (ره) به شگفتي‌ها و اهميت اتحاد در ميان انسان‌ها مي‌پردازيم:

بقیه در ادامه متن 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 14:18  توسط سعید صحراییان  |